كمّيّت و كيفيّت به هر عنوان است . تمام آسمانها و زمين در حضور اوست ، و در مُشت او و در تحت قدرت او ؛
وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ
. « 1 »
« آسمانها پيچيده در دست جلال و عظمت او هستند . »
امّا در اين عالم طبع و سراى اعتباريّات ، چون پادشاهى بخواهد امر و نهى كند ، حكم دهد و فرمان دهد ، در جائى ميرود كه مظهر قدرت اوست ، بر تخت مىنشيند ، بر تختى كه با جواهرات - كه نمايشگر تعيّن و اعتبار اوست - زينت شده مىنشيند و از فراز اين تخت فرمان ميدهد و حكم صادر مىكند ، درحالىكه تمام اجزاء دولت و افسران در دو طرف ، صفّ كشيده و آمادهء انجام فرمان او هستند ؛ از باب تشبيه معقول به محسوس ، فرمان و امر و نهى و احكام صادره از حضرت ذوالجلال نيز به همين مضامين و با همين الفاظى كه نمايندهء اين معانى هستند براى ما بيان شده است .
امّا تخت و كرسى خدا جسم نيست ، و جهت ندارد ؛ و خداوند جسم نيست كه بر آن محلّ قرار گيرد . كرسى خداوند محيط بر تمام آسمان و زمين است ، و عرش خداوند محيط بر كاخ وجود و تمام عالم امكان و همگىِ مخلوقات و بلكه اسماء و صفات اوست ؛ يعنى با اراده و اختيار و مشيّت مطلقهء خود ، بر تمامى آنها مسيطر و مهيمن و مسلّط گشته و بر تمام كاخ آفرينش سيطره دارد و حكم مىكند ، و يگانه حاكم و پادشاه عالم وجود است .
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 67 ، از سورهء 39 : الزّمر