عالم قيامت ميگردند .
ولى چون از عالم برزخ و يا قيامت براى ما كه هيچ آشنائى و انسى با آن عوالم نداريم بيان شود ، و آيات قرآن كريم و روايات وارده از معصومين سلام الله عليهم أجمعين چون بخواهند آن معانى براى ما قابل تفهّم و ادراك شود ، ناچار از باب تشبيه معقول به محسوس وارد شده و آن معانى عاليه و دقائق سنيّه را در لباس محسوسات درآورده و در قالب آنها ريخته و قالب گيرى مىكنند .
مثلًا در عالم رؤيا و خواب ، انسان خواب مىبيند كه دارد به او رزق معنوى ميرسد ؛ ولى چون آن رزق پاك و طاهر كه در عالم بيدارى براى او مفيد است و بسيار سهل التّناول است و همهء افراد از زن و مرد و پير و جوان و صغير و كبير و سالم و مريض از آن استفاده مىكنند شير است ، در عالم رؤيا آن روزى معنوى روحانى را به صورت شير مىبيند و چنين براى او مصوّر ميگردد كه شير مىخورد .
چون نزد معبّر ميرود و ميگويد : من خواب ديدهام كه شير ميخورم ، و از تعبيرش استعلام مىكند ، معبّر به او ميگويد : به تو روزى معنوى و روحانى ميرسد .
اين از باب آشنا بودن ذهن معبّر است به روابط غذاى معنوى و روحانى با غذاى مادّى لطيف ، و ادراك حالات خواب بيننده و كيفيّت تداعى معانى در نفس او .
چون ذهن خواب بيننده به علّت انس و الفت با عالم مادّه از
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 130
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٣٠