ادراك حقائق مجرّده محروم شده است ، و هر غذاى لطيف و بى ضرر و مفيدى را در قالب شير و مفهوم آن تصوّر مىنموده است ، لذا در عالم خواب آن غذاى معنوى به صورت شير مجسّم و ممثّل و مصوّر خواهد شد ، و گرنه در عالم برزخ شير مادّى نيست .
يا انسان در رؤيا مىبيند كه در دريائى شنا مىكند ، چون به معبّر رجوع مىكند معبّر ميگويد : در علوم پاك وارد خواهى شد و از آن استفاده خواهى نمود . چون علم بدون غشّ و بدون جهل در دنيا به صورت آب زلال بدون گرد و غبار و بدون لِرد و گل و لاى ممثّل مىشود ؛ اين از باب تنزّل معقول به محسوس است .
موارد تشبيه معقول به محسوس در آيات و روايات بسيار است
در آيات قرآن مجيد از اين قبيل مسائل بسيار داريم :
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى
. « 1 »
« خداوند بر روى اريكه و تخت قرار گرفت . »
وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
. « 2 »
« كرسى و تخت خدا تمام آسمانها و زمين را فرا گرفته است . »
آيا خداوند جسم است و بدنى محسوس دارد كه محتاج است بر روى كرسى و تخت بنشيند ؟ تخت سلطنت دارد كه بر فراز آن رود و امر و نهى كند ؟
خداوند جسم نيست ، و حدّ ندارد . ابتداء و انتهاء ندارد . مكانىّ و زمانىّ نيست . بسيط و مجرّد و محض الوجود و وجود محض بدون
هامش
( 1 ) آيه 5 ، از سورهء 20 : طه
( 2 ) قسمتى از آيه 255 ، از سورهء 2 : البقرة