ولى يك مطلب را بايد تذكّر داد ، و آن اينست كه چرا اين آلت ، معروف به صور و بوق شده است ؟ و آيا صور و بوقى كه در دست إسرافيل است و در آن ميدمد ، همين بوقهاى معمولى است كه يك طرف آن كوچك و طرف ديگر بزرگ است ؟ و آيا از جسمى مادّى متشكّل شده كه آن ملك مقرّب مانند سربازان حكّام و ملوك در دست ميگيرد ، و در آن با حنجره و نفس كه از شُش بيرون مىآيد ميدمد ، و بادى چون نفس انسان كه موجب به صدا در آمدن است از إسرافيل بيرون آمده و موجب تصويت آن ميگردد و تمام فضاى عالم دنيا و برزخ را پُر مىكند ، و آن موج به هر كسى اصابت كند از موجودات عالم برزخ هلاك مىشود و در وهلهء ديگر زنده مىشود ؟ يا نه چنين نيست ؛ مطلب ، مطلب ديگرى است ؟
بيان معانى عوالم غيبى ، از باب تشبيه معقول به محسوس است
براى توضيح و روشن شدن حقيقت امر ناچار از ذكر مقدّمهاى هستيم ؛ و آن اينكه تمام موجوداتى كه در عالم برزخاند و يا در عالم قيامتاند ، بههيچوجه من الوجوه مشابهتى با موجودات اين عالم كه سراى طبع و مادّه است ندارند ، و با اعتباريّات و توهّمات و محجوبيّتهاى اين عالم مشابه نيستند .
شخصى كه از اين عالم ميرود ، تمام مصلحت انديشىها و اعتبارات اين عالم را زمين گذارده و در پشت سر به خاك نسيان مىسپارد ، و در يك عالم ديگر كه هيچ شباهتى با اين عالم ندارد وارد مىشود . و نيز موجودات برزخيّه چون ميخواهند وارد قيامت گردند ، خصوصيّات عالم برزخ را رها نموده عارياً عَنها و عن لَوازِمها وارد