و با اين بوق اعلام مرگ ، و اعلام آماده باش و زندگى مىنمايند .
در قرآن كريم در ده جا نفخهء صور آمده و در سيزده جا صَيحه استعمال شده است .
و امّا آن صورى كه با آن مىميرانند ، فقط در همين دو آيه است : آيه فزع و آيه صعق كه در سورهء نمل و زُمر است ؛ و در جاهاى ديگر نفخ در صور براى احياء و زنده كردن است .
مرحوم شيخ طبرسى و قبل از او شيخ مفيد رضوان الله عليهما احتمال دادهاند كه صور در اين آيات جمع « صورت » باشد ،
وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ
يعنى دميده مىشود در صورتها و بواسطهء آن دميدن ، صورتها زنده ميشوند . همانطور كه در رحم مادر جنين را صورت بندى ميكنند و بعد از صورت بندى در آن ميدمند و آن صورت حيات ميگيرد و زنده مىشود و حركت مىكند ؛ خداوند عزّ و جلّ در ميان قبر ، مردگان را صورت بندى مىنمايد و در آن صورتها ميدمد و آنان را زنده مىكند ؛ پس صور جمع صورت است .
يا اينكه ميتوان گفت : صورتهائى كه در عالم برزخ متعلّق به افرادى است كه از دنيا رفتهاند و آن افراد داراى صُوَر برزخى هستند ، در آن صورتها دميده مىشود و آدمها زنده ميگردند .
بنابراين احتمال ، صور به معناى بوق و اعلام و اعلان موت و حيات نيست .
ولى اين احتمال صحيح نيست . زيرا اوّلًا مخالف ظواهر آيات قرآن بلكه صريح آيات است ، چون در نفخهء اولى صورتهائى