تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
و بهجت و سرورند ، و لذا مرور زمان برزخى را تا قيام قيامت حسّ نمىكنند . ولى كفّار كه دستشان از علم و معرفت كوتاه و جانشان از جام سرشار آب زلال ولايت سيراب نگشته است در خشكزار بَرَهوت يَمَن اجتماع دارند .
ذرّه ذرّه كاندرين ارض و سماست * جنس خود را همچو كاه و كهرباست ناريان مر ناريان را جاذبند * نوريان مر نوريان را طالبند « 1 »
طىّ زمان اگر امر نسبى باشد اين مسأله را خوب مىرساند كه چقدر گذشت زمان براى اهل برهوت سخت و پر ماجرا و دراز و كوبنده است كه تو گوئى هر لحظه از آن سال‌هاست ؛ و براى اهل وادى السّلام كه وادى ايمن است ، چقدر راحت و زودگذر و لطيف ، تو گوئى كه سالى از آن در يك لحظه طىّ مىشود . آرى ، در مجالس انس و خلوت با محبوب ، گذشت زمان محسوس نيست ، و در آن مقام وحدت ، كه ارواح از زنگار كثرات و تعلّقات پاك شده و در مقام صفا و مودّت و مؤانست درهم و با هم آميخته شده و چون شير و شكر و شهد و انگبين درهم فرو رفته‌اند ، گذشت زمان - كه از آثار مادّه است - و ادراك طىّ تدريج آن در آنجا راه
هامش
( 1 ) بيت اوّل از « مثنوى » طبع ميرخانى ، ج 6 ، ص 601 است ، و بيت دوّم در ج 2 ، ص 108 .
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 236 | السيد محمد حسين الطهراني