أميرمؤمنان ! من از طول اين قيام بر شما شفقت آوردم ؛ آخر يك ساعتى استراحت نمائيد ، و سپس ردا را به روى زمين گستردم تا آن حضرت به روى آن بنشيند .
حضرت فرمود : اى حبّه ! اين قيام و وقوف نبود مگر تكلّم با مؤمنى و يا مؤانست با او .
عرض كردم : اى أميرمؤمنان ! آيا مردگان هم تكلّم و مؤانست دارند ؟
فرمود : بلى ، اگر پرده از جلوى ديدگان تو برداشته شود ، آنها را مىبينى كه حلقه حلقه نشسته و با عمامه خود يا چيز دگرى پشت و ساقههاى پاى خود را به هم بسته و بدين طريق نشسته و گفتگو دارند .
عرض كردم : آيا آنها اجسامى هستند يا ارواحى ؟
حضرت فرمود : بلكه ارواح هستند ، و هيچ مؤمن در زمينى از زمينهاى دنيا نمىميرد مگر آنكه به روح او گفته مىشود كه به وادى السّلام ملحق شود ؛ و وادى السّلام بقعهاى از بهشت عدن است . « 1 »
اجتماع ارواح كفّار در بَرَهوت
در كتاب « المُحتَضَر » شيخ حسن بن سليمان كه از معاريف شاگردان شهيد اوّل است از فضل بن شاذان در كتاب « قائم » عليه السّلام از ابن طريف از ابن نباته در حديث طولانى روايت كرده است كه :
أميرالمؤمنين عليه السّلام از كوفه خارج شد و همينطور ميرفت
هامش
( 1 ) « فروع كافى » طبع سنگى ، ج 1 ، ص 66 و 67