بِاسْمِكَ الاعْظَمِ الاعْظَمِ الاجَلِّ الاكْرَمِ الَّذِى وَضَعْتَهُ عَلَى النَّهَارِ فَأَضَاءَ وَ عَلَى اللَيْلِ فَأَظلَمَ .
« ميخوانم تو را به آن اسمت كه از همهء اسمهايت بزرگتر و جليلتر و مكرّمتر است ، آن اسمى كه چون بر روز نهادى روشن كرد عالم را ، و چون بر شب قرار دادى تاريك ساخت جهان را . »
بارى ، اين دعاى شريف را كه حاوى مطالبى ارزنده و اصول عرفانى است و دلالت بر تأثير نفوس قدسيّهء مجرّده بر عالم امكان دارد ، بزرگان از علماء چون سيّد ابن طاووس و كفعمى و غيرهما در كتب خود آوردهاند . « 1 »
12 - محمّد بن يعقوب كلينى ( ره ) روايت كرده است از عِدّةٌ مِنْ أصحابِنا از أحمد بن محمّد از قاسم بن يحيى از جدّش حسن بن راشد از حسين بن ثُوَير كه گفت : من و يونس بن ظَبيان و مُفَضَّل بن عمر و أبو سلَمهء سرّاج نزد حضرت صادق عليه السّلام نشسته بوديم و در ميان ما يونس كه سنّش از همه بيشتر بود تكلّم ميكرد . تا ميرسد به اينجا كه يونس عرض مىكند : من مىخواهم زيارت كنم حضرت أبا عَبد اللهِ الحسين را چه قسم زيارت كنم و چه بگويم ؟
حضرت دستور غسل در شاطِىء الْفرات و پوشيدن لباس طاهر و
هامش
( 1 ) « إقبال » طبع سنگى ، ص 646 ؛ و « مصباح » كفعمى ، طبع سنگى ، ص 529 ، و « بلد الامين » كفعمى ، طبع سنگى ، ص 179 ؛ و همهء آنها از ابن عيّاش آوردهاند . و در « بحار الانوار » ج 20 ، طبع كمپانى ، ص 343 و 344 از « إقبال » نقل كرده است .