« و يكى از نفوس ، نفس كلّيّهء الهيّه است و داراى پنج قوّه است : بقاء در فناء ، و نعمت در عين رنج و زحمت ، و عزّت در عين ذلّت ، و بى نيازى در عين نيازمندى ، و صبر و پايدارى در بلا و گرفتارى .
و از براى اين نفس دو خاصّيّت است : يكى رضا و ديگرى تسليم .
و مبدأ آفرينش اين نفس از خداست و بازگشتش نيز بسوى خودِ خدا خواهد بود ؛ خداوند ميفرمايد : من از روح خودم در او دميدم . و نيز ميفرمايد : اى نفس كه به مقام آرامش و اطمينان رسيدهاى و مطمئنّه شدهاى ! بازگشت كن بسوى پروردگارت درحالىكه تو از او راضى و او نيز از تو راضى مىباشد ؛ اينها مراتب و درجات نفس است و عقل در وسط كلّ اين نفوس قرار دارد . »
يعنى قوام اين نفوس به عقل است و مانند مركز و محور دائرهاى كه پرگار در دور او دور مىزند موجوديّت و هستى اين نفوس به عقل ارتباط و بستگى دارد .
دلالت دعاى رجبيّه بر تأثير نفوس قدسيّهء مجرّده در عالم امكان
11 - شيخ طوسى رضوانُ الله عَليه در « مصباح المتهجّد » گويد : جماعتى به من خبر دادند از ابن عيّاش كه او گفت : حديث كرد مرا
هامش
سرورى باشد همانطور كه در رؤياى نيكو و بهجتزا است ؛ الم و درد و لذّت و سرور از او انتقال مىيابد به هر جا كه او منتقل گردد ، و همينطور است حال او در آخرت . » انتهى .
و نيز اين روايت را مرحوم فيض ( قدّه ) در كلمات مكنونهء خود ، طبع سنگى ، ص 74 ضمن كلمهء 34 آورده است ؛ و همچنين شيخ بهائى در اوّل جلد سوّم از « كشكول » ص 246 ، از طبع نجم الدّوله آورده است .