« بار پروردگارا ! من تو را پرسش ميكنم به تمام مفاد و معانى آنچه را كه واليان امر تو به سبب آنها از تو پرسش نموده و تو را بدانها خواندهاند ، آن واليان امرى كه بر سرّ تو مأمون بوده و به امر تو مستبشر و خوشحال بودهاند ، و توصيف كنندگان قدرت تو و اعلان كنندگان مقام عظمت تو بودهاند .
من از تو پرسش ميكنم و درخواست مىنمايم به مقام مشيّت و ارادهء خودت كه در آنها به سخن و گفتار درآمد ، پس بدين جهت آنها را معدنهاى كلمات خود قرار دادى ، و ستونها و پايههاى توحيد خود مقرّر داشتى ، و اصول آيات و نشانههاى احديّت خود جعل فرمودى !
و آنها را مقامات تعطيل ناپذير خود در هر مكان معيّن كردى كه هر كس كه تو را شناخت بدان مقامات شناخت ؛ هيچ فرقى بين تو و آنها نيست مگر اينكه آنها بندگان تو هستند و آفريدهشدگان تو ، باز شدن و بسته شدن آنها به دست توست ، بَدوِ آنها از تو و بازگشت آنها بسوى توست . آنان دست اندركاران و گواهان و تقدير كنندگان و مدافعان و نگهبانان و بازرسان دين تواند ؛ پس بواسطهء ايشان پر كردهاى آسمان و زمينت را تا آشكار و ظاهر شد كه هيچ معبود حقّى جز تو نيست . »
و سپس بعد از فقراتى ميگويد :
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 168
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٦٨