تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
هامش
آورده است . و مجلسى در « بحار الانوار » كتاب السّماءُ و العالَم ، در طبع كمپانى ، ج 14 ، ص 411 ؛ و در طبع حروفى ، ج 61 ، ص 84 و 85 اين روايت را از بعضى از كتب صوفيّه آورده است ؛ و پس از پايان روايت گويد : اين اصطلاحات هيچگاه در أخبار معتبرهء متداوله يافت نشده است و شبيه به أضْغاث أحلام صوفيّه است . و سپس گويد : و بعضى از آنها در شرح اين خبر گفته‌اند : دو نفس اوّلى كه در كلام أمير المؤمنين عليه السّلام آمده است اختصاص به جهت حيوانيّت دارد ؛ زيرا اين جنبه محلّ لذّت و درد در دنيا و آخرت است . و دو نفس اخير مختصّ به جهت انسانيّت است ؛ زيرا اين دو نفس در دو نشأهء دنيا و آخرت سعيد هستند به خصوص نفس اخير كه كلمهء الهيّه است هيچ نصيبى از شقاوت ندارد ؛ چون اصلًا آن از عالم شقاوت نيست ؛ بلكه او دميده‌شدهء از روح خداست . و بنابراين در آن عالم به‌هيچ‌وجه درد و الم از جهتى عارض آن نمىگردد ، و اين نفس در اكثر از مردم يافت نمىشود بلكه در ميان هزاران فرد از افراد مردم ، يك نفر هم بدان نفس راه نمىيابد . و همچنين اعضاء و جوارح انسان از ادراك لذّت و درد منعزل مىباشند . آيا نمىبينى مريض را در وقتىكه ميخوابد ، با آنكه زنده است و حسّ او موجود است و آن جراحتى كه از آن در حال بيدارى رنج مىبرد ايضاً موجود است و با وجود اين ابداً در حال خواب درد را احساس نمىكند ، و اين به جهت آنست كه آن مبدئى كه احساس درد مىكند وجههء خود را از عالم شهادت بسوى عالم برزخ منعطف داشته است ؛ پس آنچه در نزد اوست خير است و بدى و رنجى و ألمى نيست . پس زمانى كه مريض بيدار مىشود يعنى به عالم شهادت بر ميگردد و در منزل حواسّ وارد مىشود ؛ تمام دردها و رنجها در او بوجود مىآيد و قيام مىكند . پس اگر در عالم برزخ درد و عذابى باشد همانطور كه در رؤياى وحشت‌زا و دهشت انگيز است ، و يا لذّت و