« در آنجا شمس نيست كه ديده شود و زمهريرى نيست تا سرماى آن ابرار را در آزار و اذيّت قرار دهد . »
و نيز ميتوان براى اثبات و وجود عالم برزخ ، به اين آيه تمسّك جست :
إِذِ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ وَ السَّلاسِلُ يُسْحَبُونَ * فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ .
« 1 »
« آن كسانى كه در آيات خدا مجادله ميكنند و تكذيب كتاب خدا را مىنمايند و به آنچه خداوند به پيامبرانش ارسال داشته است تكذيب ميكنند ، پس به زودى خواهند دانست ، در زمانى كه غلّها و سلسلهها در گردنهاى آنان آويخته شود و بسوى حميم كشانده گردند و سپس در آتش ، آتش زده شوند . »
حَميم چيز گرم را گويند چون آب گرم ، هواى گرم و أمثال آن ، و سَحْب به معناى كشاندن است ، و سَجْر به معناى آتش زدن است ؛ سَجَرَ التَّنور يعنى تنور را آتش زد . و ثُمَّ همانطور كه ذكر كرديم به معناى تراخى و انفصال است ، يعنى پس از مدّت و زمانى ؛ و بنابراين معناى آيه اينطور مىشود :
« اين افراد جدال كننده و تكذيب كننده ، اوّل در هواى گرم و يا آب گرم كشانيده ميشوند ، و سپس در آتش افكنده و در آنجا آتش زده ميشوند . »
معلوم است كه مراد از سَحْبِ در حَميم ، عالم برزخ است كه از
هامش
( 1 ) آيه 71 و 72 ، از سورهء 40 : غافر