كيفيّات صوريّه بيرون است و نسبت به عالم ذهن تجرّد محض دارد ، نسبت به عالم ذهن و مثال متّصل ، بعينه مثل نسبت عالم ذهن به بدن مادّى و طبعى ، داراى عظمت و وسعت است .
بنابراين ، عالم قيامت كبرى نسبت به عالم برزخ ، همين نسبت وسعت و عظمت را دارد . چون عالم برزخ داراى كيفيّت و آثار مادّه از كمّ و كيف هست ؛ ولى عالم قيامت از صورت نيز مجرّد است و اطلاق محض است .
اين عالم نمونهاى است از عالم برزخ ؛ و عالم برزخ نمونهايست از عالم قيامت ؛ و عالم قيامت نمونه ايست از عالم اسماء و صفات كلّيّهء الهيّه .
همچنين بدن نمونه ايست از قواى ذهنيّه ، و قواى ذهنيّه نمونه ايست از نفس ناطقه ، و نفس ناطقه نمونه ايست از روح كلّى به وحدت و كلّيّت خود .
هر چه از اين عوالم محدوده رو به جلو برويم و نظر به اطلاق بيفكنيم ، عوالم وسيعتر و عظيمتر ميگردد ؛ و بالعكس هر چه از عوالم اطلاق رو به پائين بيائيم و تنازل كنيم ، عوالم ضعيفتر و كوچكتر مىشود .
عيناً مانند صورتى كه در آئينه مىافتد ، آن صورت فقط حكايتى از شكل و اندازه و رنگ رخسار است ، نه از واقعيّت و حقيقت آن شخص صاحب صورت . عقل و سخاوت و شجاعت و سائر ملكات معنويّهء او را نشان نمىدهد ، و از آن بالاتر نفس ناطقهء او را نيز - كه
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 165
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٦٥