و حميرى دربارهء مذهب اوّليّهء خود و جانبدارى از آن اشعارى دارد كه معروف است ، و اشعارى كه به مذهب حقّ عدول نموده و ترك مذهب سابق خود را گفته است نيز مشهور و معروف و نيازى به
هامش
- به فسق و فسوق دادند . سبب اين امر هم معلوم است . سيّد در اوّل امر كيسانى بود سپس مستبصر شد و در محضر حضرت صادق عليه السّلام و بوسيلهء ايشان از راه حقّ تبعيّت كرد . اوست كه در اين باره ميگويد :تَجَعْفَرْتُ باسمِ اللهِ و اللهُ أكبر * و أيقَنتُ أنّ اللهَ يَعْفو و يغفرُ
و دُنتُ بدينٍ غيرِ ما كنتُ رآئيًا * هَدانى إليه سيّدُ النّاسِ جعفرُو به صحّت پيوسته است كه ( طبق كتاب أبو عَمْرو كشىّ ) حضرت صادق عليه السّلام سه بار براى وى طلب رحمت كردند . وفات او در بغداد سنهء 199 و گفته شده است سنهء 193 اتّفاق افتاد . در « تَذكِرة » گفته است : در زمان هارون الرّشيد بود . اشراف شيعه براى او هفتاد كفن فرستادند ، امّا هارون قبول نكرد و از عين مال خالص خود كفن او را داد و بر او مهدى عبّاسى بر طريقهء اماميّه نماز خواند - انتهى .
سيّد حسن صدر گويد : من مىگويم : مهدى پدر هارون الرّشيد است و در سنهء 169 مرده است ، و چگونه متصوّر است وفات سيّد حميرى در زمان رشيد باشد ؟ فتأمّل . ابن معتزّ هم كسى نيست كه دربارهء او اين گونه اشتباهات توهمّ رود . شايد در نسخهء « تذكرة » در تاريخ وفات تصحيفى به عمل آمده است ، يا از نام نماز گزار لفظ ابن ساقط شده است ؛ در هر حال سزاوار است مراجعه شود ، و من اينك مجال و وقت مراجعه را ندارم . » - انتهى كلام سيّد حسن صدر در « تأسيس الشّيعة » .
و أنا أقولُ : لا شكَّ و لا ريبَ كه وفات حضرت صادق عليه السّلام در شوّال 148 واقع شده است ، بنا بر آنچه را كه ما از أعلام در متن آورديم بايد وفات حميرى در زمان حيات حضرت باشد و بنابراين با تمام تاريخهاى واقعه در « تذكرة » وفق نمىدهد .