4 - و تو اى حارث هَمدانى ! در كنار پل دوزخ مرا خواهى ديد و خواهى شناخت ، و بنابراين از لغزش و افتادن از روى پل در ميان جهنّم بيم مدار .
5 - من در آن حال در نهايت تشنگى و فرطِ عطش تو ، از آن آبهاى سرد خوشگوار به تو خواهم داد كه از شدّت شيرينى بپندارى كه عسل است .
6 - در هنگامى كه در مقام عَرْض و حساب تو را متوقّف دارند ، من به آتش مىگويم : او را رها كن و به اين مرد نزديك مشو .
7 - او را رها كن و ابداً گِرد ساحت او مگرد و به او نزديك مشو ؛ چون دست او به ريسمانى محكم است كه آن ريسمان به ريسمان ولايت وصىّ رسول خدا متّصل است . »
علىّ بن عيسى إرْبِلى كه از بزرگان علماى شيعه است در كتاب « كشف الغُمّة فى مَعرفِة الائمّة » گويد :
« مرحوم سيّد إسمعيل حِميَرى در به دو امر مذهبش كيسانيّه و به امامت محمّد بن حنفيّه قائل بود و به رجعت او اعتقاد داشت . چون با حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام ملاقات كرد ، و آن حضرت او را به حقّ و مذهب اثنى عشريّه دلالت كردند ، از مذهب خود برگشت و به مذهب حقّ اثنى عشريّه رجوع و عدول نمود . « 1 » و « 2 »
هامش
( 1 ) در « معالِم العلماء » در باب بَعض شُعراءِ أهلِ البيتِ عَليهمُ السّلام ، ص 134 ، ابن شهرآشوب گويد : در ابتداى امر سيّد خارجى مذهب بوده بعد ، از كيسانيّه شد و سپس از اماميّه شد