تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
هامش
آية الله سيّد حسن صدر در كتاب « تأسيس الشّيعة لعلوم الإسلام » ص 191 و 192 ترجمهء احوال سيّد حِمْيَرى احوال در ضمن شعراى شيعه بدين گونه آورده است : « و از ايشانست سيّد ابن محمّد أبو هاشم الحميرى . و سيّد لقب است و مراد از آن سيّد الشّعراء است . اسمش إسمعيل بن محمّد بن زيد بن ربيعهء از حِمْيَر است . وى از مشاهير شعراى عصر خود در كوفه بوده است . شعر خوب و بسيار مىسرود و در بسيار سرودن بلا نظير بوده است . ابن مُعْتَزّ در « تذكرهء » گويد : سيّد حِمْيَرى چهار دختر داشت كه هر يك از آنان چهار صد قصيده از قصائد پدر خود را حفظ داشتند . سيّد شاعرى بود زيبا و خوش هيكل و تنومند و مورد پسند و حَسَن الاسلوب و محكم الشّعر . باحذاقت‌ترين و ماهرترين مردمان در فنّ شعر بود . آنچه را كه از فضائل و مناقب علىّ عليه السّلام شنيده در پيكر نظم درآورد . و در نظم حديث همتا نداشت . ابن مُعتزّ گويد : سيّد شيعه مجاهر و بدون تقيّه و پروا بود . با آنكه پدر و مادرش اين‌طور نبوده‌اند . وى از حِمْيَر شام است . گويد : بر من رحمت خداوندى بطور وافر و سرشار ريزش كرد ، بنابراين من مثل مؤمن آل فرعون بودم . ابن كثير در تاريخش از أصْمَعى روايت كرده است كه او گفت : اگر سيّد در اشعار خود صحابه را سبّ نمىكرد من احدى را در طبقهء او بر وى مقدّم نمىداشتم . من ميگويم : به جهت آنكه در عصر او كسى نبود كه در شعر بتواند به او نزديك شود ، در تمام فنون ادب و شعر فريد و وحيد بود ، در شعر همتا نداشت ، در مقام مسابقه و پيشى نبود ، داراى طبع سيّال و قريحهء وقّاد بود ، فصيح و بليغ بود ، ألفاظش سهل و شيرين بود ، شعرش در انسجام نمونه بود ، در شيرينى و حلاوت و در قدرت و استوارى بيان بى مانند بود ، گرچه قصيدهء وى طولانى ميشد . و همهء قصائدش طولانى است . بسيارى از مردم در اشعارش به دروغ دست برده و ساختگيهائى بدان افزودند و او را نسبت
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 147 | السيد محمد حسين الطهراني