جهنّم . و اين خلط و آميزش كه بين خوبيها و بديهاست از بين ميرود ، آنجا خوبها با هم هستند و بدها با هم ؛ تجزيه ميكنند ، عيناً مانند تجزيهء آب كه بر اثر عبور يك جرقّهء الكتريكى به دو گاز مختلفُ الهُويّه منقسم ميگردد .
آن دوگاز از هم جدا نيستند ولى با شرائط مخصوص بر اثر جرقّه از هم جدا شده ، يك گاز به يك طرف و ديگرى كه در هويّت و جنس با آن تفاوت دارد در طرف ديگر ميرود .
شخصى در دنيا بسيار زيباست ، ولى ظاهرش آلوده است ، لباسش كثيف است ، بدنش كثيف است ، صورتش قير اندود است ؛ چون شكل و شمايل واقعى او زيباست ، بايد او را شستشو دهند ، لباسش را عوض كنند ، او را به حمّام ببرند ، چرك و كدورت را از او بزدايند تا واقعيّتش مشخّص گردد .
اشخاصى هستند زشت و قبيحُ المَنظر ، ولى با آرايشهائى خود را زينت كردهاند و به جاى زيبا رويان خود را جا زدهاند ؛ آنها را هم مىبرند به حمّام ، آرايشها را مىشويند و آن شكل واقعى خودش را نشان ميدهد و سپس به او ميگويند : برو به سراغ افرادى كه همطراز و همقطاران تواند .
افراديكه با ايمان به خدا و عمل صالح باطنشان را زنده كرده و به جمال الهى زيبا شدهاند ، جاى آنان بهشت است ؛ چون باطن نيكوست ؛ باطن مركز تراوش عواطف و احساسات انسانى ، مروّت ، عدل و عبوديّتِ خداست ؛ ولى ظاهرش آلوده است ، چون بعضى از
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 113
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١١٣