دارد ؛ بعضى باطنشان خوب است و بعضى باطنشان بد است ، بعضى باطنشان بر ظاهرشان غلبه دارد و برخى ظاهرشان بر باطنشان غلبه دارد ، و بعضى خوبىها و بدىهاى آنها مساوى است .
در اثر أعمال صالحه يا أعمال سيّئه ممكن است باطنها تغيير كند ؛ باطنِ خوب بد شود و باطنِ بد خوب گردد ؛ مانند ميوهاى كه روى آن لك ميگيرد اگر آن لك را در آورند ، آن ميوه سالم مىماند ؛ و اگر در نياورند ، كم كم سرايت كرده و تمام ميوه را فاسد مىكند .
افرادى كه باطنشان خوب است ، ايمان به خدا آوردهاند و به پيروى از رسول خدا و اعمال صالحه تا اندازهاى باطن خود را تقويت و تربيت كردهاند ، ولى ممكن است اعمال قبيحهاى هم احياناً از آنها سر زند ؛ افرادى كه باطنشان بد است و به شرك و كفر در آمده و به فسق و فجور اشتغال دارند ، ولى احياناً نيز ممكن است اعمال پسنديدهاى از آنها سر زند ؛ عاقبت كار اين دو دسته چه خواهد شد ؟ و آيا در هنگام ارتحال از اين دنيا هر خوبى و بدى را جداگانه با خود مىبرند ؟ و مقام و منزلت آنها چگونه است ؟
آيا عالم پس از مرگ هم عالمى است كه در آنجا خوبى و بدى با هم آميخته است ؟ خوبى و بدى ، گناه و تقوى ، نور و ظلمت ، سعادت و شقاوت با يكدگر درآميخته و دوش بدوش هم در حركتند ؟ يا آنجا عالمى است كه سعادت و نور محض است ، بهشت و فرح و لذّتِ محض است براى رستگاران ؛ و ابداً غِلّ و غِشّى نيست و كدورت وجود ندارد ، و مصداقِ اين دو آيه شريفه خواهد بود كه
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 110
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١١٠