ولى بسيارى از كارها را با بدن انجام نمىدهد ، و فقط با صورت مثالى بجاى مىآورد . مثل آنكه نشسته است ولى با قواى ذهنيّهء خود حركت مىكند براى مكّهء مكرّمه ، در ميقات احرام مىبندد ، وارد مكّه مىشود ، طواف مىكند ، نماز طواف را ميخواند ، سعى بين صفا و مروه مىكند ، تقصير مىنمايد ، و أعمال حجّ را از إحرام و وقوف به عرفات و مشعر و قربانى و رمى جمار و سرتراشى و بقيّهء مناسك آن انجام ميدهد و مراجعت مىكند .
تمام اين اعمال را با صورت ملكوتى خود در حال بيدارى انجام داده و أبداً بدن او از جاى خود حركت نكرده است .
چون در حال بيدارى افراد انسان غالباً توجّه واقعى خود را به بدن مصروف ميدارند ، نمىتوانند تمام كارهاى نفس را با بدن انجام دهند ، ولى در عالم خواب كه توجّه به بدن ضعيف مىشود و روح انسان حقيقت خود را به صورت مثالى إدراك مىكند بدون ملاحظه و توجّه به بدن مادّى ، تمام كارها را در قالب مثال و صورت انجام ميدهد .
در حال بيدارى توجّه به بدن غلبه دارد و لذا انسان حقيقت خودش را بدن مىپندارد ؛ و در حال خواب توجّه به صورت و قالب مثالى غلبه دارد و لذا انسان حقيقت خود را همان صورت و بدن مثالى مىپندارد .
در بيدارى هنگامى كه تصوّر رفتن به مكّه را مىكنيد ، خودتان اينجا هستيد ؛ تصوّر مكّه و انجام مناسك آن را نمودهايد . در عالم
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 177
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٧٧