به علوم كلّيّهء الهيّه فائز گردد ، و از حالات نفوس مردم و بهشتيها و جهنّميها و كيفيّت وقوف و حساب و ميزان آنها با خبر گردد .
و نظير اين احاطهء علميّه براى اولياى خدا در همين دنيا در حال زندگى و بيدارى پيدا مىشود ، و چه بسا ممكنست براى سالكين راه خدا كه هنوز به مقام تجرّد مطلق نرسيدهاند در بيدارى و يا در خواب بطور حال نه بعنوان ملكه و دوام پيدا شود .
خواب عجيب جوانى در مسجد گوهرشاد كه دلالت بر عالم غيب دارد ( طيف و رؤيا در زمان كوتاه است )
يكى از رفقا و دوستان ما كه جنبهء رحميّت و قوم و خويشى نيز دارد تقريباً در حدود بيست سال قبل براى زيارت عتبهء مباركهء آستان علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام به صوب مشهد مقدّس رهسپار شد ، و حال خوبى داشت . دو سه روز ماند و برگشت ، و در وقت مراجعت خوابى عجيب كه در آنجا ديده بود تعريف كرد .
گفت : در هنگام ورود داخل در حرم نشدم بلكه مؤدّبانه كنار درِ حرم ايستادم و سلام عرض كردم ، و با خود گفتم : من كه به امام و حقّ آن حضرت معرفت واقعيّه ندارم نبايد داخل حرم شوم تا زماني كه حضرت حاجت مرا بدهند و مرا به حقّ خود و خداى خود عارف كنند .
شب جمعه بود و هوا خيلى سرد بود . در نيمهء شب كه در يكى از رواقهاى پشت سر نزديك به كفشدارى خوابم برده بود در خواب ديدم حضرت تشريف آوردند و با سر انگشت پا چند مرتبه به من زدند و فرمودند : برخيز ! برخيز كار كن ؛ بدون كار درست نمىشود .
من خودم را انداختم روى پاهاى آن حضرت كه ببوسم ،