روح و نفس ناطقهء انسان از تولّد تا زمان مرگ عوض نمىشود بلكه باقى است و شخصيّت انسان را معيّن مىكند ، ولى البتّه تكاملى دارد و از مراحل استعداد و قابليّت به مرحلهء تعيّن و فعليّت ميرسد .
عالم ذهن و مثال انسان كه آن را عالم برزخ نيز گويند ، تغيير و تبديل پيدا نمىكند بلكه مراحلى را از تكامل مىپيمايد .
بدن انسان دائماً در تغيير و تبديل بوده ، هر روز اجزائى را از دست ميدهد و اجزاى دگرى را به خود اضافه مىكند ، و غذا بدل ما يتحلّل است كه بايد دائماً به آن برسد و جاى اجزاى از بين رفته را پر كند و تدارك بنمايد .
وقتى انسان مىخوابد بدن را زمين مىگذارد ، ولى عالم مثال و ذهن او بر زمين نمىافتد .
ذهن او بيدار است . حركت مىكند ، مسألهء فكرى حلّ مىكند ، عبادت مىكند ، دادوستد مىنمايد ، نكاح مىكند ، بر هوا پرواز و در دريا شنا مىكند ، و بالاخره هزاران كار انجام ميدهد بصورتهاى مختلف كه ما از آن تعبير به خواب ديدن و طيف و رؤيا مىنمائيم .
در بعضى از خوابها آنقدر عصبانى و ناراحت مىشود ، و دعوى و جنگ راه مىاندازد ، و ترس و دهشت او را فرا مىگيرد ؛ و در بعضى دگر آنقدر حال انبساط و سرور به او دست ميدهد ، و در تفرّج و ملايمت و مسالمت به حدّ أعلا ميرسد .
چون از خواب بيدار مىشود ، گمان مىكند كه اين كارها را بدنش انجام داده است و با اين بدن خاكى پرواز كرده و دادوستد
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 175
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٧٥