كسى كه به وى رنجى رسيده است كه در اثر آن چشمانش ضرر ديده است مدّتى مديد به رنگ سبز و رنگ سبزى كه كمى مايل به سياهى است ( كَبود ) و چشم پزشكان حاذق دستور مىدهند براى كسى كه چشمش خسته شده و از ديدن عاجز مانده است تغار سبز رنگى را پر از آب نمايند و او سرش را در برابر آن نگه دارد .
نظر كن چگونه الله - جلّ و تعالى - سفرهء گستردهء صفحهء آسمان را بدين رنگ كبود مقرّر داشته است ؟ ! براى آنكه چشمانى را كه به آن دوخته مىشود نگهدارى كند ، و به واسطهء كثرت نظر و نگاه دچار جراحت و درد نشود . بنابراين ، اين امرى را كه مردم به واسطهء فكر و رويَّت و تَجارب به دست آوردهاند ، در جهان تكوين و آفرينش خود به خود امرى حساب شده و مَفْرُوغٌ عنه بوده است . اين حكمت بالغهء خداست تا اهل درايت و تعقّل اعتبار گيرند ، و مُلحِدين به فكر در افتند .
قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ
« 1 »
فكر كن اى مفضّل در طلوع و غروب خورشيد براى بر پا داشتن دو دولت شب و روز ! اگر خورشيد طلوع نمىنمود امر همهء عالم باطل مىگرديد . ديگر مردم نمىتوانستند در روزى و معيشت خود حركتى بنمايند ، و در امورشان تصرّفى إعمال دارند ، زيرا گيتى را ظلمت فرا گرفته بود و جهان بر آنها تاريك بود . و چون لذّت و جان و حقيقت نور را فاقد شده بودند ديگر عيش برايشان گوارا نبود .
بارى ، احتياج مردم در طلوع خورشيد امرى است ظاهر و همين ظهور ما را مستغنى مىدارد از آنكه در بيانش تطويل سخن دهيم و در شرحش زياده بر اين مطلبى را ذكر نمائيم . آنچه لازم است تأمّل و تفكّر در منفعتى است كه از غروبش عائد مردم مىشود .
اگر خورشيد غروب نمىكرد مردم آرامش و قرار نداشتند ، با وجود نياز مُبْرَمِشان به آرامش و راحت براى تسكين يافتن بدنهايشان و سكوت حواسّشان ، و برانگيختگى
هامش
( 1 ) آيه 30 از سورهء 9 : توبه ، و آيه 4 از سورهء 63 : منافقون .