و انكارى كه دربارهء مرگ و فنا دارند ، و آنچه را كه طبيعيّون و مادّيون اعتقاد دارند ، و آن چيزهائى را كه بعضى مىگويند كه : اشياء از روى اتّفاق و عرض و تصادف موجود شدهاند ، و بر اين اصول انكار جعل و تدبير و خالق و مخلوق را مىنمايند شرح مىدهم تا در نتيجهء گفتارم ردِّ بر همگى آنان مُتَّسع و گسترده شود ، و جميعاً پاسخشان داده شود
قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ
« 1 »
.
گروهى از نابخردان اين آفتهاى حادثه در برخى زمانها را مثل و با و يرقان ، و تگرگ و ملخ وسيله براى انكار خلق و تدبير در عالم و خالق قرار مىدهند .
در پاسخشان گفته مىشود : اگر خالقى و مدبّرى نبود چرا اين آفات بيشتر از اين مقدار گستردهتر و فظيعتر نمىگردد ؟ ! و از آن قبيل بود فرود آمدن آسمان بر زمين ، و فرو رفتن زمين در آب ، و تخلّف خورشيد به كلّى از طلوع نمودن ، و خشكيدن نهرها و چشمهها به طورى كه براى لب تر كردن آب نماند ، و باز ايستادن باد از جنبش تا اشياء گرم و فاسد شود ، و جارى شدن آب دريا بر روى زمين و غرق تمام اهالى زمين !
از اين گذشته ، اين آفات مذكوره از وباء و ملخ و مشابه آنها به چه علّت دوام پيدا
هامش
صانعى دارد كه او را ايجاد كرده است اما احاطه به كُنْه ذات و صفات او نكرده است . انتهى كلام حضرت : ( « توحيد مفضل » طبع بيروت ، مؤسّسة الوفاء ، طبع دوم ، ص 117 و ص 118 ) و شيخ كاظم مظفّر در تعليقهء خود بر اين طبع در ص 10 و ص 11 گويد : مانويّه اصحاب حكيم فارسى : ماين بن فاتك بودهاند كه در زمان شاپور : دومين شاه از ملوك سلسلهء ساسانيّه ظهور كرد . و مذهب او ممزوج از مجوسيّت و نصرانيّت بود و جماعت كثيرى از معتقدات او پيروى نمودند . و گروه بزرگى از آنان تا اوَّلين دورهء دولت بنى عباس باقى بودند ، و پس از آن آراء وى به اروپا و بقيّهء اقطار آسيا نفوذ كرد . مانى راهبى بود در حَرّان كه در حوالاى سال 215 ميلادى متولد شد و بعداً بهرام بن هرمز او را كشت . ( « ملل و نحل » شهرستانى ج 2 ص 81 ، و « مروج الذّهب » ج 1 ص 155 ، و « فهرست » ص 456 ، و « معرّب شاهنامه » ج 2 ص 71 ، و « الفَرْق بين الفِرَق » ص 162 و ص 207 ، و « الآثار الباقية » بيرونى ص 207 ، و « تاريخ الفكر العربى » اسمعيل مظهر ص 39 ، و « حريّة الفكر » سلامة موسى ص 55 . )
( 1 ) آيه 30 از سورهء 9 : توبه ، و آيه 4 از سورهء 63 : منافقون .