قوّت هاضمه براى هضم طعامشان ، و تنفيذ غذاهايشان به اعضاء پيكرشان .
از اين كه بگذريم مىبينيم : حرص شديدى كه در مردم موجود است ايشان را وادار مىنمايد بر مداومت عمل ، و طولانى كردن مشاغلشان ، تا به حدّى كه عكس العمل زشت آن در اجسامشان به طور شديد مشهود مىشود . بسيارى از مردم چنانند كه اگر شدّت تاريكى شب كه بالاخصّ در نيمههاى آن به وجود مىآيد ، نبود اصولًا از جهت حِرص بر كسب و كار و جمع و ادِّخار ، نه قرارى داشتند و نه آرامشى .
علاوه بر اين زمين در طول مدّت روز به واسطهء دوام نور خورشيد حرارتش شدت پيدا مىكند و حيوانات و نباتاتى را كه بر روى آن زيست مىنمايند گرم و داغ مىكند . خداوند با حكمت و تدبيرش مقدّر فرموده است كه خورشيد در وقتى طلوع و در وقتى غروب كند ، مانند چراغى كه گاهى براى اهل خانه بر مىافروزند تا حوائجشان را برآورند ، و سپس از نزد ايشان بر مىدارند براى آنكه آرام بگيرند و قرار و راحت داشته باشند . بنابراين نور و ظلمت با وجودش تضادّشان هر دو منقاد و متظاهر بر آنچه صلاح عالم و قوامش در آن است مىباشند .
تا اينكه امام عليه السلام در آخر اين فصل مىگويد : فكر كن در عَقاقير و گياهانى كه خداوند هر يك از آنها را در علاج برخى از دردها اختصاص داده است . داروئى مانند شيطَرَج در مَفْصَلهاى انسان نفوذ مىكند ، و زيادتيها را از آنجا بيرون مىكشد ، و داروئى مانند أفْتيمون خلط سودا را ريشه كن مىكند ، و داروئى مانند سكبينج بادها را مىزدايد ، و داروئى دگر ورمها و مشابه آن را مىگشايد و متفرق مىنمايد .
آن كس كه اين قوا را در آنها به وديعت نهاده است چه كسى مىتواند بوده باشد مگر خالقش كه آنها را براى منفعت آفريده است ؟ ! و چه كسى مردم را بدين داروها آشنا ساخته است مگر آن خالقى كه اين آثار و خواصّ را در آنها قرار داده است ؟ !
تا اينكه امام عليه السلام مىگويد : بدان منزلت و قدر و مكانت اشياء بر حسب قيمتشان نمىباشد بلكه دو ارزش مختلف در دو بازار متفاوت دارند . چه بسا چيز كم بهائى
امام شناسى (فارسى) — صفحة 89
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٨٩