براى اغراض و مصالحشان چه كسى قرار داده است ! ؟
بدايع خلقت مورچه و پرندگان
و پس از آن امام عليه السلام در گفتارش متعرّض ذَرَّه ( مورچهء بسيار ريز ) و نَمْلَه ( مورچه ) و لَيْث كه مردم آن را أسَدُ الذُّبَاب ( شير مگس ) گويند ، گرديدهاند ، و در تماميّت آفرينش مورچهء بسيار ريز با كوچكى جثّهاش ، و مورچه و كارهائى كه براى جلب قوت خود مىكند ، و ليْث ( شير مگس ) در صيد كردن مگسها بيانى جالب آوردهاند .
و سپس گفتهاند : بنگر به اين جنبندهء حقير چگونه خداوند در طبعش حيلهاى قرار داده است كه انسان بدان راه نمىيابد مگر با حيله و استعمال آلات شكار ! بنابر اين چيزى را حقير و ناچيز مشمار زمانى كه عبرت گرفتن به آن آشكار باشد همانند مورچه و مثل آن . زيرا بعضى اوقات معنى نفيس را به چيز حقيرى مثال مىزنند ، و اين از رتبت آن نمىكاهد ، همانطور كه دينار را كه طلاست چون با سنگ ترازوى آهنى بسنجند از قيمتش نمىكاهد .
و پس از آن نيز حضرت در بيان كيفيّت خلقت پرندگان بحث كردند كه چطور جسم پرنده را سبك آفريده ، و آفرينشش را درهم پيچيده كرده ، و براى وى سينهاى باريك قرار داده تا بتواند در وقت طيران هوا را بشكافد ، إلى غير ذلك از خصوصيّات خلقتش ، و حكمت او در خلق آن خصوصيّات . و همچنين امام گسترش داد حكمت را در خصوصيّات آفرينش مرغ و گنجشك و خفّاش و زنبور عسل و ملخ و غيرها از پرندگان كوچك ، و آن طبائعى كه خداوند در آنها نهاده است تا با زيركى و فطانت و هدايت به سوى طلب روزى و غير از اينها از آنچه كه در بدايع خلقت است به حركت و تلاش درآيند .
و سپس متعرّض خلقت ماهى گرديد ، و مشاكلت آن را با امرى كه مقدّر شده است بر آن بوده باشد بيان فرمود و در اينجا مىفرمايد : اگر مىخواهى وسعت حكمت خالق و كوچكى علم مخلوقات را بدانى نظر كن به درياها كه چه اقسام مختلفى از ماهيها ، و جنبندگان در آب ، و صدفها ، و اصناف از موجودات كثيرهء دريا وجود دارد كه به شمارش در نيايد ، و منافع و خواصّ آن شناخته نمىگردد مگر يكى