تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
و از اشباه و نظاير آن ، تماثيلى است كه از قطعات چوب به عمل مىآورند ، و آنها را با پارچه مىپيچند ، و با ريسمانهائى مىبندند ، و بر روى همهء آنها صَمْغ مىمالند . چوبها به منزلهء استخوانها مىباشد ، و پارچه‌ها به مثابه گوشت ، و ريسمانها مانند اعصاب و عروق ، و ماليدن صمغ هم حكم پوست را دارد . اگر روا باشد كه حيوان متحرّك در روى زمين از روى اهمال و بدون صانع آفريده شده باشد ، رواست كه اين تمثالهاى مرده و بدون جان نيز بدون سازنده و علم و قدرت خود به خود لباس تحقّق و هستى پوشيده باشند ، و اگر اين فرضيّه در تماثيل جايز نيست به طريق اولى در حيوان زندهء واقعى جايز نخواهد بود . و پس از اين تفكّر نما در بدن چهارپايان كه بر اصل و اساس بدن انسان از گوشت و استخوان و عَصَب آفريده شده است ، و گوش و چشم بدانها عطا گرديده است تا انسان بتواند حوائجش را از آنها برگيرد . اگر آنها كور و كر بودند انسان از آنها بهره‌مند نمىگشت و آنها قادر نبودند هيچ يك از مقاصد انسان را برآورند . امَّا از عقل و انديشه بازداشته شده‌اند براى آنكه رام و فرمانبر انسان باشند . در اين صورت ابائى ندارند اگر انسان آنها را به كارهاى طاقت فرسا بگمارد و بارهاى سنگين بر آنها حمل كند . اگر گوينده‌اى بگويد : گاهى در ميان افراد انسان بنده‌هائى يافت مىشوند كه نسبت به انسان رام و مطيع هستند ، و تحمّل مشكلات و كارهاى صعب را مىكنند ، و در عين حال آنها فاقد عقل و انديشه نمىباشند . در پاسخش گفته مىشود : اين صنف از انسان اندك هستند ، و اما اكثر بشر رام و فرمانبر به آنچه چهارپايان و جنبندگان بدان رام مىباشند از حمل أثقال و آسيا نمودن و اشباه آن نيستند ، و به آنچه مردمان به آن نيازمندند قيام ندارند . علاوه بر اين اگر مردم بدين گونه اعمال با بدنهايشان مزاولت و سر و كار داشته باشند ، از ساير اعمال باز مىمانند ، زيرا به جاى يك شتر و يا يك قاطر محتاج مىشدند عدّهء بسيارى از افراد انسان را به كار گيرند . و اين گونه عمل ديگر وقت