تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
اطاعت و سهو و غفلت و معصيت قدم مىگذارد . و اين نيز وجهى ديگر است از تطوّرات او . اگر طفل با عقلى تامّ و كامل و با وجودى مستقلّ به دنيا مىآمد ، ديگر جاى شيرينى تربيت و تعليم فرزندان براى پدران باقى نمىماند ، و مصالحى كه در اشتغال به فرزند براى پدران مىباشد مقدّر نمىگشت ، و ديگر تربيت پدران فرزندانشان را موجب مكافات و تلافى به بِرّ و احسان و عطف توجّه بر ايشان در وقت نيازشان بدين مسائل نمىگشت . از اين كه بگذريم فرزندان الفتى با پدران نداشتند ، و پدران نيز با فرزندان الفتى نداشتند ، چون اولاد از تربيت و مراقبت و پاسدارى و حفظ و سرپرستى آبائشان بى نياز مىشدند ، و به مجرّد تولّدشان از آنان جدا شده و متفرّق مىشدند ، نه مردى پدر و مادرش را مىشناخت ، و نه از نكاح و آميزش با مادر و خواهر و محرمان خويشتن مصون مىماند ، زيرا ايشان را ابداً نمىشناخت . و كمترين نتيجه‌اى كه از اين عمل عائد مىشد قباحت و وقاحتى بود كه به دو مىرسيد . بلكه از اين مسائل شنيع‌تر ، و فظيع‌تر ، و عظيمتر ، و قبيح‌تر ، و بشيع‌تر آن بود كه : مولود چون از شكم مادرش با عقل و درايت خارج مىشد ، مىنگريست چيزهائى را كه بر وى جايز و مباح نبود ، و موجب خستگى و رنج و مشقّت روحى او مىگرديد . ( عورت مادر ) . آيا نمىبينى چگونه تمام اشياء خلقت در غايت صواب و درستى بنا نهاده شده است و چه كوچكش و چه بزرگش از خطا و غلط بيرون مىباشد ! ؟ مظفّر گويد : لعض اين بيان بديع از امام عليه السلام بر تدريجى بودن انسان در رشد و نمائش ، و در كيفيّت نموّ در اوقات خاصّهء خود ، كافى است براى عقل كه حكم كند كه براى وى صانعى مىباشد كه او را از روى علم و حكمت و تقدير و تدبير خلقت فرموده است . سپس امام صادق عليه السلام شروع كرد به شرح فوائد گريه براى كودكان كه آن رطوبتهاى مغز را خشك مىنمايد ، و در صورت باقى ماندن رطوبت ، خطرى بر چشم و بدن متوجّه مىگردد .