تمام قطعات و كرتها بدون خَلَل از نظر نقصان و زيادتى سيراب شوند ؟ ! اگر دانهء بَذْر را بر زمين بدون مناسبت بپاشى آيا امكان دارد آن زراعت از روى انتظام بهره دهد ؟ ! اگر مقدارى از قطعات چوب را گردآورى و آنها را با ميخهائى به هم متّصل كنى ، آيا خود به خود يك ميز و يا يك در از آن به دست خواهى آورد ! ؟
حكمت الهى در عاقل نبودن طفل هنگام تولد
پس از آن امام عليه السلام فرمود : و اگر مولود در هنگام تولّد فهيم و عاقل بود جهان را منكَر مىشمرد ، و حيران و خيره و دهشت زده مىماند . چرا كه مىبيند چيزى را كه نشناخته است و چيزهائى بر وى وارد مىگردد كه أمثال آنها را نديده است از نظاير صور مختلف بهائم و پرندگان و غير ذلك از آنچه كه ساعت به ساعت و روز به روز مشاهده مىنمايد .
تو مىتوانى اين مطلب را از اسيرى كه از بلدش به بلد دگرى در حال عقلش بردهاند بفهمى ! زيرا آن اسير مانند شخص متحيّر و سرگشته مىباشد و نمىتواند در تعلّم كلام و زبان ، و پذيرش آداب آن شهر سرعت بورزد ، همچنان كه كسى را كه در حال صغر سنّ و حال غير عقل اسير كنند در تعلّم مبادرت مىجويد .
از آن گذشته اگر طفل با عقل و درايت متولّد گردد در خود عيب و زشتى مىيابد ، زيرا مىبيند خودش را كه شيرخوار ، و محمول در دامان ، و پيچيده شده در پارچهها ، و با روپوشى به روى وى افتاده در گهواره است . البتّه اين گونه اعمال براى طفل ضرورى مىباشد به جهت لطافت بدنش و رطوبت جَسَدش در هنگام تولّد . و علاوه بر اين آن حلاوت و شيرينى و موقعيّت اطفال را در قلوب پيدا نمىكند .
روى اين مصالح است كه طفل به دنيا نفهم و غافل از جريانات اهل و خانواده كه بر سر او مىآورند پا به دنيا مىگذارد و با اشياء خارجى با ذهنى ضعيف و معرفتى ناقص برخورد مىنمايد . سپس همين طور پيوسته معرفت وى كم كم و به تدريج و حالًا بعدَ حالٍ رو به فزونى مىنهد تا اينكه با اشياء خارج الفت مىگيرد و داراى خبرويّت مىگردد و بر آن ثابت مىماند ، و از مرز تأمّل و حيرت بيرون شده ، به مرز تصرّف و تلاش در معاش با عقل و تدبيرش وارد مىشود ، و در عالم اعتبارات و