تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
همين كه جنين قدم به جهان نهاد ، آن خون حيضى كه در رحم مادر غذاى او بود اينك تبديل به شير مىگردد . آن طعم و رنگ به نوعى دگر از غذا منقلب مىشود كه موافقتش با مولود تازه وارد از جهت تغذّى شديدتر است و در وقت حاجت به طفل مىرسد . جنين به مجرّد تولّد زبان خود را بيرون مىآورد ، و به دور لبانش براى طلب غذا مىگرداند و دو لبش را حركت مىدهد ، و شير مىخواهد ، و دنبال مادر شير دهنده مىگردد . طفل پستان مادر را به مثابهء دو مشگ چرمى كوچك آويزان پيدا مىكند چون نيازمند به آن است ، و همين طور بر اين منوال مادامىكه بدنش تر و تازه و أمعاء و روده‌هايش رقيق ، و اعضاء پيكرش نرم مىباشد از شير مادر مىخورد ، تا هنگامى كه به حركت مىافتد و احتياج به غذاى سخت‌ترى دارد ، براى آنكه بدنش قوّت گيرد و محكم گردد ، دندانهاى پيشين او و ساير دندانها بيرون مىآيد تا با آنها طعام را بجود و غذا براى او آسان شود و گوارا گردد . طفل بر اين نهج روزگار سپرى مىكند تا به سنِّ بلوغ برسد ، در اين سن اگر نرينه است مو در صورتش مىرويد كه علامت ذكوريّت و عِزَّت مردان مىباشد كه به واسطهء آن از حدّ صباوت و مشابهت با زنان بيرون مىشود . و اگر مادينه باشد صورتش بر همان حال ، پاكيزه از مو مىماند تا بهجت و نَضارتى كه بدان شهوت مردان را براى بقاء و دوام نسل تحريك مىكند محفوظ بماند . اى مُفَضَّل عبرت بگير در آن چيزى كه تدبير امور انسان را در اين حالات مختلفه به دست دارد . آيا احتمال مىدهى كه در آن امكان اهمال و بى تدبيرى بوده باشد ؟ ! هيچ مىدانى كه اگر آن خون مخصوص در رحم بر وى جارى نشود خشكيده و پلاسيده مىشود ، همانطور كه گياه اگر آب به آن نرسد خشك مىگردد ؟ ! اگر در موقعى كه بدنش در رحم مادر استحكام يافت درد زائيدن مادر او را به قلق و اضطراب و تحرّك نيندازد هيچ فكر كرده‌اى كه مانند طفل زنده به گور در رحم باقى