و من هر چه سعى نمودم تا از اين كتاب فصول مخصوصى را از بدايع آن انتخاب كنم نتوانستم ، زيرا من همهء آنها را منتخَب يافتم . و باز هر چه كوشش كردم تا از باغ و بوستان آن گلهاى پر طراوتش را برگزينم أيضاً نتوانستم ، زيرا همهاش حكم گل واحدى را داشت كه در رنگ و بو يكسان بودند .
پس چارهاى نديدم مگر آنكه از هر فصلى اوّلش را ذكر نمايم ، و به برخى از لطايف آن اشارهاى بكنم . و فصول آن چهار است :
تشريح جنين و طفل شيرخوار
- 1 -
امام عليه السلام پس از ذكر كورى چشم دل مُلْحِدان و اسباب و علل شكِّشان و تهيّهء اين عالم و تأليف اجزاء و انتظام آن فرمود : شروع مىكنيم اى مُفَضَّل به ذكر خلقت انسان پس عبرت بگير بدان ! بنابراين اوَّلين مرتبهء آن تدبيرى است كه براى جنين در رحم صورت مىگيرد ، در حالتى كه جنين در زير سه پرده از ظلمت محجوب است : ظلمت شكم و ظلمت رحم و ظلمت مَشيمه « 1 » ( بچّه دان ) . براى جنين در آن حال ابداً فكرى و راهى براى طلب غذا ، و دفع مضرّت ، و جلب منفعت ، و دور كردن و زدودن موادّ آزاردهنده نمىباشد . در آن حال خون حيض به سوى او براى تغذّى او جارى مىگردد ، همانطور كه جريان آب ، نباتات را تغذيه مىكند .
جنين پيوسته داراى همين غذا مىباشد تا آفرينشش كامل ، و بدنش محكم ، و پوستش قوى مىگردد تا با برخورد با هوا طاقت بياورد ، و ديدگانش قدرت ديدن نور را پيدا نمايد . درد زائيدن به مادرش ناگهان در مىگيرد تا وى را به ناراحتى و درد مىكشاند با شديدترين وجهى ، و وى را به عنف و سختى در مىآورد تا بچّه متولّد گردد .
هامش
( 1 ) مَشيمه عبارت است از كيسهاى گوشتى كه جنين در آن قرار دارد و به منزلهء لباسى بر تن اوست .