درياى اين مرد افكنده است ؟ ! و در روايت ابن وليد آمده است كه : مَنْ ألْقَانِى فِى بَحْرٍ هَذَا ؟ سَألْتُكُم أنْ تَلْتَمِسُوا لِى خُمْرَةً فَألْقَيْتُمُونِى عَلَى جَمْرَةٍ !
« كداميك از شما مرا در درياى اين مرد پرتاب كرده است . من از شما خواستم مرا بر حصير حقيرى رهبرى كنيد و شما مرا بر گل آتش سوزان رهبرى نموديد ! »
به او گفتند : چرا تو در برابر او حقير بودى ؟ ! گفت : إنَّهُ ابنُ مَن حَلَقَ رُووسَ مَنْ تَرَوْنَ ! « او فرزند كسى است كه سرهاى اينان را كه مىبينيد تراشيده است ! »
مجلسى در بيان خود آورده است : خُمْرَه با ضمّه به معنى حصير صغيرى است از برگ درخت خرما . يعنى من از شما خواستم كه مرا رهبرى كنيد به دشمنى كه با وى مانند حصيرى بازى كنم ، و شما مرا رهبرى نموديد و درافكنديد بر قطعهء آتش ملتهب !
و در « احتجاج » ، طبرسى روايت كرده است كه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام به ابن أبى العَوجاء گفتند : إنْ يَكُنِ الامْرُ كَمَا تَقُولُ - وَ لَيْسَ كَمَا تَقُولُ - نَجَوْنَا وَ نَجَوْتَ ، وَ إنْ لَمْ يَكُنِ الامْرُ كَمَا تَقُولُ نَجَوْنَا وَ هَلَكْتَ ! « 1 »
« اگر امر طبق گفتار تو بوده باشد - در حالى كه طبق گفتار تو نيست - ما نجات يافتهايم و تو هم نجات يافتهاى ، و اگر امر طبق گفتار تو نباشد ما نجات يافتهايم و تو به هلاكت رسيدهاى ! » « 2 »
مجلسى از « خصال » صدوق با سند خود روايت مىكند از هِشام بن سالم از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه گفت : شنيدم از پدرم كه حديث مىكرد از پدرش
هامش
( 1 ) « بحار الانوار » طبع حروفى ج 3 ، ص 33 تا 35
( 2 ) اين گفتار و احتجاج حضرت متّخذ از قرآن مجيد است آنجا كه در آيه 28 از سورهء 40 : غافر آمده : آن مرد مؤمن از آل فرعون كه ايمان خود را مكتوم مىداشت بديشان گفت : آيا شما مىكشيد مردى را كه مىگويد : پروردگار من الله است ، و تحقيقاً براى شما از جانب پروردگارتان حجّت و بيّنه آورده است ؟ !وَ إِنْ يَكُ كاذِباً فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَ إِنْ يَكُ صادِقاً يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ: « اگر او دروغگو باشد دروغش بر عهدهء خود اوست ، و اگر راستگو باشد بعضى از مواعيد و تهديدات او البتّه به شما مىرسد . »