زمين بوده باشد ؟ ! و هنگامى كه در زمين است چگونه مىتواند در آسمان بوده باشد ؟ ! »
امام صادق عليه السلام به او گفتند : إنَّمَا وَصَفْتَ الْمَخْلُوقَ الَّذِى إذَا انْتَقَلَ مِنْ مَكَانٍ اشْتَغَلَ بِهِ مَكَانٌ وَ خَلَا مِنْهُ مَكَانٌ ، فَلَا يَدْرِى فِى الْمَكَانِ الَّذِى صَارَ إلَيْهِ مَا حَدَثَ فِى المَكَانِ الَّذِى كَانَ فِيهِ !
فَأمَّا اللهُ الْعَظِيمُ الشَّأنُ الْمَلِكُ الدَّيَّانُ فَلَا يَخْلُو مِنْهُ مَكَانٌ ، وَ لَا يَشْتَغِلُ بِهِ مَكَانٌ ، وَ لَا يَكُونُ إلَى مَكَانٍ أقْرَبَ مِنْهُ إلَى مَكَانٍ !
« اين اوصافى كه تو ذكر كردى فقط اوصاف مخلوقى است كه چون از مكانى به جاى دگرى انتقال يابد مكانى جديد را حائز مىشود و مكان قديم را خالى مىنمايد ، بنابراين در اين مكانى كه اينك حيازت كرده است نمىداند چه حادثهاى در مكانى كه قبلًا در آنجا بوده است اتّفاق افتاده است .
و اما خداوند عظيم الشأن ، پادشاه و سلطان ، قاهر ديّان هيچ مكانى از او خالى نيست ، و هيچ مكانى هم به دو مشغول نيست ، و معقول نيست كه نسبت وى به مكانى نزديكتر از نسبت وى به مكان ديگر باشد . »
و در « أمالى » صدوق نيز با يك سند ، و در « علل الشَّرائع » با سند ديگر مثل اين داستان را روايت نمودهاند .
و در « توحيد » صدوق با سند دگرى مثل آن را روايت كرده است و در پايانش افزوده است : كه حضرت فرمودند : وَ الَّذِى بَعَثَهُ بِالآيَاتِ المُحْكَمَةِ ، وَ الْبَرَاهِينِ الوَاضِحَةِ ، وَ أيَّدَهُ بِنَصْرِهِ ، وَ اخْتَارَهُ لَتَبْلِيغِ رِسالَتِهِ ، صَدَّقْنا قَوْلَهُ : بِأنَّ رَبَّهُ بَعَثَهُ وَ كَلَّمَهُ .
« و آن به كسى كه خداوند او را با آيات محكمه و براهين واضحه مبعوث فرموده است ، و با نصرت خود وى را تأييد نموده ، و براى رسالت خود اختيار كرده است ، ما كلام را تصديق مىكنيم بر آنكه : پروردگارش او را برانگيخته است و با وحى خويشتن با او تكلّم نموده است » !
پشيمان شدن ابن ابى العوجاء از بحث با آن حضرت
ابن أبى العَوجاء از جاى خود برخاست و به يارانش گفت : كداميك از شما مرا در