آن را شيرين نداند ، و شيطان ولىّ امر و زمامدار وى خواهد شد كه او را در مزبلههاى عَفِن و آبشخوارهاى آلوده و هلاك كننده به هلاكت مىسپارد و او را از آنجا باز نخواهد گرداند .
و اين خانهاى است كه خداوند بندگانش را به عبادت در برابر آن واداشته است تا مقدار فرمانبرداريشان را در آمدن بدان محلّ بيازمايد ، پس بندگان را بر تعظيم و زيارت آن برانگيخته است ، و آن را جايگاه پيامبران خود ، و قبله براى نماز گزاران خودش قرار داده است !
بنابراين ، كعبه شعبهاى است از رضوانش ، و راهى است كه مودّى مىشود به غفرانش ، نصب گرديده شده است بر اعتدال كمال ، و مجتمع عظمت و جلال . خداوند آن را پيش از گستردن زمين به دو هزار سال آفريد . لهذا سزاوارترين كسى كه در آنچه امر فرموده است اوامرش را اطاعت كنند ، و آنچه نهى كرده است اجتناب و دورى گزينند ، خداوند است كه خلقتآفرين ارواح و صورتهاست ! »
ابن أبى العَوْجاء گفت : ذَكَرْتَ اللهَ « 1 » فَأحَلْتَ عَلَى غَائبٍ !
« اسم خدا را بر زبان آوردى ، و حواله بر غائب نمودى ! »
حضرت فرمودند : وَيْلَكَ كَيْفَ يَكُونُ غَائباً مَنْ هُوَ مَعَ خَلْقِهِ شَاهدٌ ؟ ! وَ إلَيْهِمْ أقْرَبُ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ، يَسْمَعُ كَلَامَهُمْ ، وَ يَرَى أشْخَاصَهُم ، وَ يَعْلَمُ أسْرَارَهُمْ !
« اى واى بر تو ! چگونه غائب است آن كس كه آفريدگانش را شاهد و ناظر است ؟ ! و از رگ گردن به ايشان نزديكتر است ؟ كلامشان را مىشنود ، و هياكلشان را مىبيند ، و پنهانيها و اسرارشان را مىداند ! »
ابن أبى العوجاء گفت : فَهُوَ فِى كُلِّ مَكَانٍ ؟ ! أ لَيسَ إذَا كَانَ فِى السَّمَاءِ كَيْفَ يَكُونُ فِى الارْضِ ؟ ! وَ إذَا كَانَ فِى الارْضِ كَيْفَ يَكُونُ فِى السَّمَاءِ ؟
« آيا او در هر مكان مىباشد ؟ ! او هنگامى كه در آسمان است چگونه مىتواند در
هامش
( 1 ) در « أمالى » با لفظ ذكرت يا أبا عبد الله وارد است .