خلقت مىشود . آيا چيزى از خارج داخل آن شده است كه آن را بدين صورت و هيئت بيافريند و بيارايد ؟ !
ديصانى گفت : نه !
حضرت فرمودند : فَهذَا الدَّلِيلُ عَلَى حَدَثِ [ حُدوثِ ] الْعَالَمِ !
« پس همين دليل بر حدوث عالم است ! »
ديصانى گفت : أخْبَرْتَ فَأوْجَزْتَ ، وَ قُلْتَ فَأحْسَنْتَ ، وَ قَدْ عَلِمْتَ : أنَّا لَا نَقْبَلُ الَّا مَا أدْرَكْنَاهُ بِأبْصَارِنَا ، أوْ سَمِعْنَاهُ بِآذَانِنَا ، أوْ لَمَسْنَاهُ بِأكُفِّنا ، أوْ شَمَمْنَاهُ بِمَنَاخِرِنَا ، أوْ ذُقْنَاهُ بِأفْوَاهِنَا ، أوْ تُصُوِّرَ فِى الْقُلُوبِ بَيَاناً ، وَ اسْتَنْبَطَهُ الرِّوايَاتُ إيقَاناً !
« اخبار نمودى و موجز و مختصر آوردى ، و گفتى و نيكو سُفتى ، و ليكن تو دانستهاى كه ما نمىپذيريم مگر آنچه را كه با چشمانمان إدراك كنيم ، يا با گوشهايمان بشنويم ، يا با كفهايمان لَمس نمائيم ، يا با خَيشوممان ببوئيم ، يا با دهانهايمان بچشيم ، يا در دلها صورت آن روشن گردد ، و اخبار و آثار به يقين آن را استنباط نمايد ! »
حضرت فرمودند : ذَكَرْتَ الْحَوَاسَّ الْخَمْسَ ، وَ هِىَ لَا تَنْفَعُ شَيْئاً بِغَيْرِ دَليلٍ كَمَا لَا تُقْطَعُ الظُّلْمَةُ بِغَيْرِ مِصْبَاحٍ . « تو حواسّ پنجگانه را ذكر كردى در حالى كه آنها بدون دليل ابداً فائدهاى نمىبخشند همچنان كه نمىتوان راه تاريك را بدون چراغ پيمود ! »
علّامهء مجلسى در بيان خود آورده است : معنى كلام حضرت كه فرموده است : حواسّ بدون دليل ابداً فائدهاى نمىبخشند آن است كه حواسّ به خودى خود عاجز هستند و ادراك حواس متوقّف مىباشد بر شرائطى ، پس تو چگونه نفى مىنمائى آنچه را كه به حسِّ خودت ادراك نكردهاى ؟ ! همان طورى كه چشم اشياء خارجى را بدون چراغ نمىبيند . و احتمال دارد كه مراد از دليل ، عقل بوده باشد يعنى : حواسّ بدون دلالت عقل ثمرى ندارند پس عقل مثل چراغ مىباشد براى احساس حواسّ . و تو حكم عقل را معزول كردهاى و دست از عقل فروشستهاى و فقط بر حكم حواسّ اقتصار نمودهاى !
امام شناسى (فارسى) — صفحة 47
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤٧