تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
دلالت كن و از اسمم مپرس ! وى به نزد امام بازگشت و گفت : مرا بر معبودم دلالت كن و از اسمم مپرس ! حضرت فرمود : بنشين ! و در آنجا طفل صغيرى بود كه با تخم مرغى بازى مىنمود . . . در اينجا آن خبر را تا پايانش ذكر كرده است . مجلسى در بيان خود آورده است : اين خبر را ما تماماً در باب قدرت ذكر كرده‌ايم ، و تقرير استدلال حضرت آن است كه : تخم مرغ با وجود استحكام و إتقان و اشتمالى كه دارد بر آنچه در خور مصالح آن است ، و عدم اختلاط دو جسم سيّال در داخل آن ، دلالت دارد بر آنكه : داراى مَبدئى غير جسم و جسمانى مىباشد . با وجود آنكه خود به خودش متّكى است ، نه از داخلش جسمى بيرون آمده است كه خبر دهد آن جسم اصلاح امور آن را نموده است ، و نه از خارجش جسمى به درون رفته است تا خبر دهد از افسادى كه در آن به وجود آورده است ، در حالى كه آن تخم مرغ شكافته شده و از آن خارج مىشود همانند رنگهاى طاووس . و پنهان نيست لُطف نسبت اصلاح به آن چيز خارج شونده ، و لطف نسبت إفساد به آن چيز داخل شونده . چون اين حال خروج ، شأن و حال اهل دژ و قلعه‌اى مىباشد كه حافظان آن به شمار مىروند ، و حال دخول مال كسانى است كه از خارج با قهر و غلبه داخل مىشوند و فساد به بار مىآورند . « 1 »

مباحثه‌اى ديگر آن حضرت با ديصانى

و ايضاً مجلسى از « أمالى » صدوق از احمد بن علىّ بن ابراهيم بن هاشم ، از پدرش ، از ابن أبى عُمَير ، از هِشام بن حكم روايت نموده است كه او گفت : أبو شاكِر ديصانى بر امام ابو عبد الله الصّادق عليه السلام وارد شد و گفت : إنَّكَ أحَدُ النُّجُومِ الزَّوَاهِرِ ، وَ كانَ آبَاؤُكَ بُدُوراً بَوَاهِرَ ، وَ امَّهَاتُكَ عَقِيلَاتٍ عَبَاهِرَ ، وَ عُنْصُرُكَ مِنْ أكْرَمِ العَنَاصِرِ ، وَ إذَا ذُكِرَ الْعُلَماءُ فَبِكَ تُثَنَّى الْخَنَاصِرُ . فَخَبِّرنِى أيُّهَا الْبَحْرُ الْخضَّمُ الزَّاخِرُ : مَا الدَّلِيلُ عَلَى
هامش
( 1 ) « بحار الانوار » طبع حروفى ج 3 ص 31 و ص 32 .