أحْدَثَ فِيهَا حَدَثاً فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللهِ وَ الْمَلئكَةِ وَ النَّاسِ أجْمَعِينَ . وَ أشْهَدُ أنَّ عَلِيّاً أحْدَثَ فِيهَا !
« به درستى كه از براى هر پيغمبرى حرمى وجود دارد ، و حرم من در مدينه مىباشد . پس هر كس در آن بدعتى و كار ناروائى پديد بياورد بر او لعنت خدا و فرشتگان و جميع آدميان فرود مىآيد . و من گواهى مىدهم كه على در آن ايجاد بدعت و كار ناروا كرده است ! »
و تاريخ روايتِ اين افتراء متأخّر مىباشد از جنگ بُسْر در مدينه و استخلاف ابوهريره را پس از خودش . على كسى است كه پيامبر دربارهء او فرموده است : لَا يُحِبُّهُ إلَّا مُؤمِنٌ ، وَ لَا يُبْغِضُهُ إلَّا مُنَافِقٌ . « وى را دوست ندارد مگر مؤمن ، و وى را دشمن ندارد مگر منافق . »
در منطق ابوهريره على كسى است كه در مدينه بدعت نهاده است و كار ناروا احداث نموده است ، اما معاويه آن كس كه به شهادت عبد الله بن عمر بر غير سنَّت محمد مرده است ، اين معاويه به شهادت بُسْر و جانشينش ابوهريره ، مدينه را از هر گونه بدعت و حدثى مصون و محفوظ داشته است .
بُسْر مدينه را ترك گفت و متوجّه مكّه گرديد . و در طريقش بين حرم خدا و حرم رسول خدا مردانى را كشت ، و اموالشان را غارت كرد . چون اين خبر به مكّه رسيد اكثرشان از وحشت بُسْر فرار كردند . بُسْر به نَجْران عبور كرد ، جماعتى را كشت و سپس در ميان اهلش به خطبه برخاست و گفت : اى اهل نَجْران ! اى جماعت نصارى و برادران ميمونها ! قسم به خدا اگر به من خبرى رسد كه بر من ناپسند آيد ، من به سوى شما بر مىگردم و كارى مىنمايم كه نسلتان منقطع گردد ، و زراعتتان تباه شود ، و خانههايتان خراب گردد . و در حالى كه به سوى صنعاء مىرفت ، أبَا كَرَب را كه از روساى شيعه و سيّد بزرگ بياباننشينهاى اهل حَمْدان بود بكشت .
هنگامى كه بُسْر داخل صنعاء شد دست به قتل و غارت گشود . ميهمانانى در تحت عنوان وُفود از مأرَب نزدش آمدند براى استعطاف و استرضاى وى . مردانشان
امام شناسى (فارسى) — صفحة 450
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤٥٠