مجلسى كه در آنها شرح حالات و ترجمهء احوال ائمّه عليهم السلام وارد است ، و در ضمن ترجمهء ايشان كلامشان را ذكر نموده است ، و نظير اين گونه از كتب جليله چه بسيار است ؟ ! « 1 »
مباحثهء امام صادق عليه السلام با ابن ابى العوجاء در توحيد
مجلسى - رضوان الله عليه - در « بحار الانوار » از « احتجاج » از هِشام بن حَكَم روايت كرده است كه او گفت : ابن أبى العَوْجاء بر امام صادق عليه السلام وارد شد و حضرت به او گفتند : يَا بْنَ أبِى الْعَوْجَاءِ ! أ مَصْنُوعٌ أنْتَ أمْ غَيْرُ مَصْنُوعٍ ؟ !
« اى پسر ابو العوجاء ! آيا تو مصنوع هستى يا غير مصنوع ؟ ! »
گفت : من مصنوع نمىباشم !
حضرت به او گفتند : فَلَوْ كُنْتَ مَصْنُوعاً كَيْفَ كُنْتَ تَكُونُ ؟ !
« اگر مصنوع بودى ، چگونه بودى ؟ ! »
ابن ابى العوجاء جوابى نيافت . برخاست و بيرون رفت . در « توحيد » صدوق نيز با سند دگرى مثل اين حديث از هِشام وارد گرديده است .
مجلسى در توضيح و شرح اين حديث در بيان خود گويد : چون تصديق به وجود صانع تعالى ضرورى مىباشد ، حضرت وى را متنبّه نمودند به آنكه عقل انسان بالبَداهة حكم مىكند كه بايد ميان مصنوع و غير مصنوع فرق باشد . و چون در تو جميع صفات مصنوعين گرد آمده است ، چگونه مصنوع نيستى ؟ !
استادنا العلّامة الطّباطبائى - قدّس الله سرّه - در تعليقهء خود بر اين شرح مجلسى اشكال دارند و فرمودهاند : لَا يَخْفَى آنكه سياق روايت براى توجه دادن او به آنچه مجلسى ذكر كرده است نمىباشد ؛ بلكه مُلْزَم نمودن اوست به ترجيح بدون مُرَجِّح . زيرا اختيار ابن ابى العوجاء عدم مصنوعيّت را با جواز مصنوعيّت او ، گفتارى است بدون دليل . ( ط ) « 2 »
هامش
( 1 ) « الامام الصّادق » طبع چهارم ج 1 ، ص 147 تا ص 149 .
( 2 ) « بحار الانوار » ، كتاب التّوحيد ، باب 3 : اثبات الصّانع و الاستدلال بعجائب صنعه على وجوده و علمه و قدرته و ساير صفاته . از طبع حروفى ج 3 ، ص 31 .