و آنچه را كه استادنا العلّامة - قدّس الله سرّه - افاده فرمودهاند بهتر است از آنچه كه جدّنا الاقدم از ناحيهء مادر : علّامهء مجلسى - رضوان الله عليه - افاده نموده است بلكه هُو الاوْلَى وَ الْمُتَعَيّنُ .
مباحثهء امام صادق عليه السلام با ديصانى در توحيد
و نيز علّامهء مجلسى از « احتجاج » روايت كرده است كه ابو شاكر ديصانى كه زنديق « 1 » بوده است وارد شد بر حضرت أبو عبد الله عليه السلام و گفت : اى جعفر ! مرا بر معبودم دلالت كن !
حضرت به او گفتند : بنشين ! در آنجا پسر بچّهاى صغير بود كه در دستش تخم مرغى بود ، و با آن بازى مىنمود . حضرت به طفل فرمودند : اى بچّه اين تخم را به من بده ! طفل تخم را به حضرت داد .
حضرت فرمود : يَا دَيْصَانِىُّ هَذَا حِصْنٌ مَكْنُونٌ لَهُ جِلْدٌ غَلِيظٌ ، وَ تَحْتَ الْجِلْدِ الْغَلِيظِ جِلْدٌ رَقِيقٌ ، وَ تَحْتَ الْجِلْدِ الرَّقيقِ ذَهَبَةٌ مَائعَةٌ وَ فِضَّةٌ ذَائبَةٌ ، فَلَا الذَّهَبَةُ الْمَائِعَةُ تَخْتَلِطُ بِالْفِضَّةِ الذَّائبَةِ ، وَ لَا الْفِضَّةُ الذّائبَةُ تَخْتَلِطُ بِالذَّهَبَةِ المائعَةِ .
فَهِىَ عَلَى حَالِهَا لَمْ يَخْرُج « 2 » مِنْهَا خَارِجٌ مُصْلِحٌ فَيُخْبِرُ عَنْ إصْلَاحِهَا ، وَ لَمْ يَدْخُلْ « 3 » فِيهَا دَاخِلٌ مُفْسِدٌ فَيُخْبِرُ عَنْ إفْسَادِهَا . لَا يَدْرَى لِلذَّكَرِ خُلِقَتْ أمْ لِلُانْثَى ؟ !
هامش
( 1 ) در تعليقه آورده است : زِنْديق با كسره از ثنويّه مىباشد يا قائل به دو مبدأ نور و ظلمت ، و يا آن كس كه ايمان به آخرت و ربوبيّت خدا نمىآورد ، و يا كسى كه در باطن كافر است و در ظاهر مؤمن ، يا معرّب زَنْ دين است يعنى دين زن . اينها را در « قاموس » آورده است . و در « مصباح » وارد است كه در السنهء مردم مشهور آن است كه زنديق آن كس است كه متمسّك به شريعتى نيست و قائل به دوام دهر و طبيعت است و عرب از اين گونه افراد تعبير به ملحد مىنمايد يعنى كسى كه در اديان طعنه دارد . انتهى . و از كتاب « مفاتيح العلوم » نقل شده است كه : زنادقه ، مانويّه مىباشند و مزدكيّه را بدين نام مىناميدهاند . اقول : و ظاهر آن است كه : زنديق معرّب زند دين باشد و زند اسم كتاب مجوس است كه آن را زردشت كه مجوس معتقدند وى پيغمبر بوده است آورده است ، يا معرّب زندى است يعنى منسوب به زند . بنابراين كلمهء واحدى را گرفتهاند و بدان قاف افزودهاند . انتهى
( 2 ) در « احتجاج » مطبوع : لا يخرج .
( 3 ) در « احتجاج » مطبوع : و لا تدخل .