تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
ايشانند لسان حقّ ، و هاديان و دعوت كنندگان به ايمان ، و راهنمايان به واقع و حقّ و حقيقت .

در توحيد ذات حق ، دليلى عقلى لازم است

اولين كس كه براى وجود و لوازم وجود با ادلّهء عقليّه و آثار محسوسه إقامهء برهان نمود حضرت مولى الموحِّدين أمير المؤمنين عليه السلام بوده‌اند ، و به قدرى آن أدلّهء عقليّه مبرهن است كه نزديك است در آن خطبه‌ها شك كند كسى كه جاهل است و يا تجاهل مىكند مقامات حضرت أبو الحسن را از علوم ربّانى ، بدين ادّعا كه علم بر آن اصول در آن ازمنه معهود نبوده است . و من نتوانسته‌ام بفهمم كه اين مرد جاهل اگر اعتراف نكند كه علم أبو الحسن إلهامى است و آن را از منبع فيّاض و چشمهء فيوضان الهى استقاء مىكند ، بالأخره وى جاهل نمىباشد به آنچه پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم فرموده‌اند : أنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِىٌّ بَابُهَا . « من شهر علم هستم ، و على دَرِ آن است . » و بر اصل و اساس منهاج ابو الحسن پسرانش در اين علم دست به كار شده‌اند ، و همان رشته را بافته و ساخته و پرداخته‌اند . زيرا آنان پيوسته از علوم وافرشان بر مردم از وجود و لوازم وجود إفاضه فرموده‌اند . چگونه بپرستند مردم پروردگارى را كه وى را نمىشناسند ، و از پيامبرى پيروى نمايند كه به او جاهل مىباشند ، و متابعت امامى را كنند كه مقام و منزلتش را نمىدانند ؟ بناءً على هذا معرفت و شناخت مُقَدَّم بر هر علمى و أفضل از هر علمى خواهد بود . امام صادق عليه السلام مىفرمايد : أفْضَلُ الْعِبَادَةِ الْعِلْمُ بِاللهِ . « 1 » « با فضيلت‌ترين عبادت ، علم به خداوند است . » و اصلًا و اصولًا سَمْع و روايت و حديث را در اين قواعد و اصول مدخليّتى نمىباشد به جهت آن كه تقليد در امور عقليّه نزد ارباب عقول نادرست است . بلى گاهى حكم نقلى ، دليل براى حكم عقلى به عنوان تأييد مىآيد ، و ليكن آن
هامش
( 1 ) « بحار الانوار » ، طبع حروفى ج 1 ، ص 215 .