ادب نفس متحرك و خونبها طلب و عاطفهء صادق و راستين ، و محبت جوشان و گدازان ، و ادب عقيده بود كه شيعه بدانها ركنى متين و حصنى مستحكم و استوار را از تمدّن و حضارت ادبى بنا كرد . و براى شيعيان در اين مهم بزرگترين و عظيمترين فضيلت مىباشد در نهوض بدين ناحيهء عاطفيّه و سياسيّه . « 1 »
و اين درست مقارن اوقاتى بود كه در ادب رسمى و معمولى دارج و رائج ، رغَبات مادّيه و معنويه طغيان كرده بود ، و عوامل خوف و رجاء آن را از مجراى صحيحش منصرف مىنمود . و عطايا و هداياى زشت و ناپسند ، نفوس صاحبانش را ملتهب مىكرد . تو حقّاً و حقيقةً تمام اين امور را در آنچه كه شيعه از آلام و مصائب لمس كرده است و با أدلّهء قاطعه شرح داده و از مظالم و ستمگريها پرده برداشته است خواهى يافت در آنچه كه از حِقْدهاى كمونى خود به جهت دفاع از
هامش
( 1 ) از جمله ادب شيعى ، برائت از دشمنان خدا و رسول خدا و اهل بيت است كه پس از صلوات بر محمد و آل او لعنت بر اعداء آنها مىنمايند . برائت و لعنت دشمنان آل محمد از مطالب مستدلّ و برهانى مىباشد كه از ادلّهء عقليّه و نقليّهء برهانيّه و شواهد وجدانيّه اشراب مىگردد و در استوارى و استقامت آن هيچ گونه جاى ترديد وجود ندارد . تشيّع با موالات بدون معادات ، تشيّع نيست . جلب منفعت بدون دفع مضرّت بيهوده است . در خانه با دوست و دشمن آميختن و با هر دو به يك نظر نگريستن خانه ويران كردن است . بسيارى از عامّه همچون ابن ابى الحديد و مسعودى و غيرهما كه در ولاء كاملًا راه آمدهاند ولى در برائت از مخالفان و غاصبان كوتاه آمدهاند شيعه نيستند . بسيارى از افراد كه در مناقب أئمّه عليهم السلام كتاب نوشتهاند همچون حمّوئى و زرندى و ابن صبّاغ و حاكم حسكانى و غيرهم شيعه نمىباشند زيرا در تحت ولايت امامان شيعه نيستند و از منهاجشان پيروى ندارند و از أعدائشان تبرّى نمىجويند . مرحوم آية الله سيّد شرف الدين عاملى در رسالهء : « إلى المجمع العلمى بدمشق » ص 35 و ص 36 مىنويسد : زيرا تشيّع از ابتداى پيدايشش تا روز قيامت براساس تمسّك به ثقلين : كتاب الله و أئمّهء عترت طاهرين ، و انقطاع بدين دو امر در اصول و فروع دين و در هر چيزى كه بدانها مرتبط مىگردد يا در حول آن دوران مىكند با موالات أولياء أئمّه در راه خدا و معادات با أعدائشان در راه خدا عزّ و جلّ استوار گرديده است . اين است تشيّعى كه سلف صالح از ما و خلف نيكو از عصر على و فاطمه پس از رسول خدا بر آن بودهاند تا زمانى كه مردم در موقف و پيشگاه ربّ العالمين قيام نمايند .