تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
مثل آن است كه پيشينيان گفته‌اند :
تَصَيَّدَتِ الدُّنْيَا رِجَالًا بِفَخِّهَا * فَلَمْ يُدْرِكُوا خَيْراً بَلِ اسْتَقْبَحُوا الشَّرَّا 1 وَ أعْمَاهُمُ حُبُّ الْغِنَى وَ أصَمَّهُمْ * فَلَمْ يُدْرِكُوا إلَّا الْخَسَارَةَ وَ الْوِزْرَا 2
1 - « دنيا مردانى را با دامش شكار كرد . بنابراين آنان به خيرى نرسيدند بلكه شرِّ قبيح را مرتكب شدند . 2 - محبّت غنا ايشان را كور و كر نمود و بنابراين نرسيدند مگر به خسارت و وزر و و بال . » گويند : در اينجا دهان بنى اميّه بسته شد گويا كه سنگ در دهانشان گذاشته‌اند ، و آن مرد با زنش رفت . و عمر بن عبد العزيز نامه‌اى به ميمون بن مَهْران نوشت : عَلَيْكَ سَلَامٌ ، فَإنِّى أحْمَدُ إلَيْكَ اللهَ الَّذِى لَا إلَهَ إلَّا هُوَ . امَّا بعد من مكتوبت را فهميدم ، آن دو مرد با زن آمدند و خداوند سوگند شوهر را تصديق كرد ، و قَسَمَش را مبرور نمود ، و بر نكاح زنش باقى بداشت . تو اين را تثبيت كن و بر طبق آن عمل نما . و السَّلام عليك و رحمة الله و بركاته .

افرادى از تابعين كه قائل به افضليت على عليه السلام بوده‌اند

و اما كسانى كه از تابعين قائل به افضليّت على بر جميع مخلوقات هستند جماعت بسيارى مىباشند مانند اوَيْس قَرَنى ، و زيد بن صُوحان و برادرش : صَعْصَعَه ، و جُنْدُب الخير « 1 » و عبيدة سلمانى و غيرهم از آنان كه از جهت شمارش احصاء نمىگردند . و لفظ شيعه در آن عصر گفته نمىشده است مگر بر كسى كه قائل به تفضيل او بوده است . و كلام و مقالهء اماميّه و كسانى كه به پيروى آنان درآمده‌اند از طعنه زنندگان بر امامت سلف در آن زمان بدين گونه از اشتهار مشهور نبوده است و بنابراين قائلين به تفضيل همانهائى بودند كه شيعه ناميده مىشده‌اند . و جميع آنچه كه در آثار و اخبار در فضل شيعه وارد شده است ، و اين كه ايشانند كه به آنها وعدهء
هامش
( 1 ) در نسخهء « حبيب الخير » وارد است .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 422 | السيد محمد حسين الطهراني