و از ايشان است كه بايد در هر عصرى عالم به قرآن وجود داشته باشد .
در عصر امام صادق عليه السلام ، اگر وى عالم به قرآن نبوده باشد ، چه كسى غير او بوده است ؟ ! احدى از افراد مردم پيدا نشده است كه ادّعا كند در ميان اهل البيت در عصر امام كسى اعلم از او در تفسير و يا در غير تفسير از ما بقى علوم وجود داشته است . « 1 »
دروس امام صادق عليه السلام در عرفان ذات أقدس حقّ متعال
مرحوم مظفّر اين بحث را به عنوان عِلْمُ الْكَلام مفتوح كرده است و چنين آورده است : مراد و مقصود ما از علم كلام علمى است كه از وجود ، و وَحْدت ، و صِفات ( بارى تعالى ) و آنچه كه لازمهء اين مباحث مىباشد بحث مىكند از نبوّت و امامت و معاد . و اين بحث حتماً بايد مبتنى بر أدلّهء عقليّه متّكى بر اساس و اصول منطقيّهء صحيحه قرار گيرد .
و مراد و منظور ما از علم كلام ، علم جَدَل نيست كه كثيرى از مردم به واسطهء اعتمادشان در آن بر خواطرى كه بديشان إلقا مىكنند نفوسى كه علم كلام را به واسطهء حبّ غلبه در مجادله پذيرفته و تعلّم نمودهاند ، گمشده و در وادى ضلالت نابود گرديدهاند بدون آنكه استناد به ركن وثيقى نموده باشند و يا آن علم را از معدن صحيحش اخذ كرده باشند .
بنابر اين در لسان احاديث اگر مذمّتى براى متكلّمين مشاهده شد مراد كسانى هستند كه علم جدل را آموختهاند براى غلبه و ظفر بر طرف مقابل . آنان آب را از چشمهاش ننوشيدهاند ، و اعتنا ننمودهاند به مفاسدى كه آن علم به دنبال خود مىآورد . و اما كسانى كه آن علم را از موردش و آن آب را از مَنهل و آبشخوار صحيح و پاكش گرفتهاند ، و آن را بر اساس درست و پايههائى راستين و وجدانى بنا نهاده اند
هامش
( 1 ) « الإمام الصّادق » آية الله مظفر ، طبع چهارم ج 1 ص 145 تا ص 147 .