اوّل : [ آميزش سليمان با صد زن در يك شب ! ]
شيخين تخريج كردهاند با اسناد به ابوهريره مرفوعاً كه گفت : « سليمان بن داود گفت : قسم به خدا كه من امشب سراغ يك صد زن خود خواهم رفت تا هر يك از آنها پسرى بزايد كه در سبيل خدا قتال نمايد . فرشتهاى به دو گفت : بگو : انْ شاءَ الله ! و او نگفت .
سليمان در آن شب با صد نفر زن هم بستر گرديد . هيچ يك از زنها نزائيد مگر يك زن آن هم نيمهاى از انسان را . ابوهريره گفت : پيغمبر گفت : اگر سليمان مىگفت : ان شاء الله ، حَنْثِ قَسَم نمىنمود و اميد برآورده شدن حاجتش بيشتر بود . »
سيد عبد الحسين شرف الدّين پس از نقل اين حديث مىگويد : در اين حديث چند اشكال وجود دارد :
اول آنكه : قوّهء بشريّه از آميزش با يك صد زن در شب واحد عاجز مىباشد هر چه انسان قوى باشد . بنابراين ذكر ابوهريره براى مجامعت سليمان - على نبيّنا و آله و عليه السلام - مخالف با نواميس طبيعيّه است ، و به طور عادت وقوع آن أبداً امكان پذير نيست .
دوم آنكه : جايز نيست بر پيغمبر خدا : سليمان عليه السلام ترك كند تعليق به مشيّت خدا را بخصوص پس از آگاه كردن فرشته او را بر اين مهم . چه موجب شد كه سليمان إن شاء الله نگويد با وجودى كه او از داعيان به سوى خدا و از أدلّاء بر او مىباشد ؟ اين گفتار را جاهلان به اينكه همگى امور به دست خداست و غافلان از الله عزّ و جلّ ترك مىكنند . هر چه خداوند بخواهد واقع مىشود و آنچه نخواهد واقع نمىشود . و دورند پيمبران الهى از غفلت جاهلان . ايشان در افقى وسيعتر و بالاتر از وَهْم و پندار تحريف كنندگان زيست مىنمايند .
سوم آنكه : ابوهريره در تعداد زنان سليمان به اضطراب افتاده است ، گاهى آنها را