يكصد تن گفته است « 1 » و گاهى نود زن « 2 » و گاهى هفتاد زن « 3 » و گاهى شصت زن . « 4 » و تمام اين روايات مضطربه و مختلفه در « صحيح » بخارى و مسلم و « مسند » احمد موجود است .
من نمىدانم : اعتذار جويندگان از اين مرد ( أبوهريره ) در برابر اين اختلاف نقل چه مىگويند ؟ ! آيا جمع ميان اين احاديث را بدين طريق مىنمايند كه : اين حادثه از ناحيهء سليمان با زنهايش تكرار شده است ، و آنها گاهى يكصد زن ، و گاهى نود ، و گاهى هفتاد ، و گاهى شصت زن بودهاند . و در هر يك از اين دفعات ، فرشته وى را متنبّه مىكرده و او ان شاء الله را « اگر خداوند بخواهد را » نمىگفته است ؟ ! من گمان ندارم بدين پاسخ جوابگوى مشكل باشند . و اگر مىگفتند : قَدِ اتَّسَعَ الْخَرْقُ عَلَى الرَّاقِعِ ( تحقيقاً محل پارگى بر شخص پينهزن گسترده شد و ديگر امكان پينه زدن را ندارد ) براى ايشان سزاوارتر بود .
و در مثل دائر در ميان السنهء مردم آمده است كه : لَيْسَ لِكَذُوبٍ حَافِظَةٌ « 5 » « آدم دروغگو بى حافظه مىشود . »
هامش
( 1 ) اين روايت را بخارى در باب قول الرّجل : لَاطوفنّ اللّيلة على نسائى در آخر ص 176 از جزء سوم از صحيحش در ورقهء اخيره از كتاب نكاح ذكر كرده است و احمد از حديث ابوهريره در ص 229 و ص 270 از جزء دوم مسندش ذكر كرده است .
( 2 ) همانطور كه بخارى از او در ص 107 از جزء رابع از صحيحش در باب استثناء در أيْمان در كتاب الايمان و النّذور ذكر نموده است .
( 3 ) همانطور كه بخارى با اسناد به او در ص 165 از جزء دوم از صحيحش در باب قوله تعالى : ( و وهبنا لداود سليمان نعم العبد إنَّه أوّاب ) ( آيه 30 از سورهء 38 : ص ) از كتاب « بدء الخلق » تخريج كرده است .
( 4 ) همانطور كه مسلم با اسنادش به ابوهريره در باب استثناء از كتاب الايمان ص 23 از جزء دوم از صحيحش تخريج نموده است . و مسلم أيضاً در خود آن باب حديثى را از طريق ديگرى از ابوهريره تخريج كرده است كه زنهاى سليمان هفتاد نفر بودهاند و از طريق سومى تخريج كرده است كه آنها نود نفر بودهاند . بدانجا رجوع كن !
( 5 ) « ابوهريرة » سيد شرف الدين ، طبع سوم ص 69 و ص 70 .