تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
ابوهريره نزد طبرى اين طور مىباشد كه : ملك الموت نزد مردم به طور عيان مىآمد تا هنگامى كه نزد موسى آمد و موسى به او سيلى زد و چشمش بيرون افتاد . و در آخر حديث اين عبارت آمده است كه : پس از اين قضيّه ، ملك الموت نزد مردم به طور پنهان آمد « 1 » و تو در اين داستان مطالب كثيره‌اى را مىبينى كه هيچ كدام از آنها بر خداوند و بر پيمبرانش و بر فرشتگانش جايز نمىباشد . آيا به ساحت اقدس حق سزاوار است كه پيغمبرى را انتخاب كند كه در هنگام غضب مانند زدن جبّاران ضربه زند و شدت او حتى به ملائكهء مقرّبين او هم برسد ؟ و عمل متمرّدان را انجام دهد ؟ و مانند جاهلان مرگ را ناپسند بدارد ؟ و چگونه اين عمل بر موسى جايز مىباشد با وجودى كه خداوند وى را به رسالتش برانگيخته است ، و بر وحيش امين شمرده است ، و به مناجاتش برگزيده است ، و وى را از سادات و اعاظم رسلش قرار داده است ؟ ! چگونه بدين درجه از موت كراهت داشته است با شرف مقامش ، و رغبتش به قرب خداى تعالى ، و فوز به لقايش ؟ ! و گناه ملك الموت چه بوده است در حالى كه او رسول و مأمور خداوند است ؟ ! استحقاق ضرب و مُثْله كردن او به قَلْع چشمش به چه علت بوده است با وجود آنكه وى فقط از نزد خدا آمده است و سخنى به غير از أجِبْ رَبَّكَ نگفته است ؟ ! آيا جايز است بر پيغمبران أُولوا العزم كه فرشتگان را اهانت كنند و در هنگامى كه
هامش
( 1 ) اگر ملك الموت به طور آشكارا قبل از وفات موسى مىآمد ، اخبار بدان انتشار مىيافت و همچون خورشيد در رابعة النّهار مشهور مىگرديد . بنابراين به چه علت محدّثين و مورّخين و اهل اخبار از جميع امَّتها از ذكر اين خبر غافل شده اند ؟ ! و به چه سبب داستانسرايان و قصّه پردازان اصولًا خيالشان در اطراف اين مسأله دوران نكرد ؟ ! آيا همگى متّفقاً اين امتياز را براى ابوهريره گذاردند ؟ !