تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
جهت علم و عمل و از جهت دفاع از اسلام و دعوت به اسلام از اخيار به شمار مىآيد تكفير مىكنند ، « 1 » در حالى كه وى از روى دليل و يا شبهه در صحَّت حديثى كه بخارى از مردى كه مجهول الهُويَّه است و اسمش عبد بن حُنَين است و دلالت مىكند بر آنكه او اصيل نمىباشد ، روايت نموده ترديد كرده است . و موضوع متن آن حديث هم نه از عقائد اسلام بوده است و نه از عبادات ، و نه از شرايع و احكامش ، و مسلمانان نيز ملتزم به عمل به آن نگرديده‌اند . بلكه هيچ مذهبى از مذاهب تقليدى وجود ندارد مگر آنكه اهل آن مذهب بعضى از روايات صحيحه نزد بخارى و نزد مسلم را از احاديث تشريع مرويّهء از بزرگان و أئمّه روات ترك كرده‌اند يا به جهت علل اجتهاديه و يا به جهت محض تقليد . و محقق : ابن قيِّم بيش از يكصد شاهد در كتاب « أعلام الموقعين » براى اين منظور ذكر كرده است . و خود اين مرد تكفير كنندهء دكتر هم از ايشان است « 2 » كه به بسيارى از اخبار بخارى و مسلم عمل نمىكند ) . و الآن اخذ كن كلمه‌اى را از « مُسْيُو اميل درمنغهم » كه در كتاب « حياة محمد » آورده است : منابع اوليّه براى سيرهء « محمد » قرآن و سنّت مىباشد . قرآن از جهت سند وثيق‌ترين آنهاست و ليكن در اين موضوع از لحاظ شمول وافى و تمام ، كافى نيست . و امَّا حديث ، به رغم همهء كوششى كه محدّثين بخصوص بخارى در جمع‌آورى اقوال پيغمبر و احاطه به كوچك‌ترين اشاره از اشاراتش ، و ترجمهء رجالى كه از آنها حديث به طور مسلسل و مُعَنْعَن ذكر شده ، كرده‌اند مع‌ذلك هميشه بسيارى از آنها محل اتّهام و وضع و دَسّ و جعل قرار گرفته است تا آخر گفتار وى . . . .
هامش
( 1 ) اين مرد مسلمان دكتر محمّد توفيق صدقى مىباشد كه در حديث ذباب ( مگس ) طعنه و اشكال وارد كرده است و شيوخ جامع أزهر بر حسب عادتشان او را تكفير كرده‌اند . ( 2 ) « الاضواء » ، ص 304 تا ص 306 .