شكيب ارسلان بر كلام « درمنغهم » تعليقهاى بدين عبارت دارد :
. . . او اعتقاد به صحّت بسيارى از احاديث حتّى احاديث واردهء در صحيحين ندارد . و اين مَشْربى است از مشارب فكريّه كه ما نمىتوانيم او را بر آن مشرب مؤاخذه نمائيم . بالاخصّ آنكه جمعى كثير از مسلمين و از صاحبان غيرت دينى و حميَّت اسلامى و از آنان كه چيزى از درجات ايمان و إيقان در نفوسشان نقصان ندارد با مسيو درمنغهم در اين رأى مشاركت دارند . . . .
ايشان از واجبات و فرائض دينيّهء خود ، ايمان به جميع آنچه را كه در صحيحين و غيرهما آمده است ، نمىدانند و معتقد نيستند . زيرا احتمال تبديل و تغيير در آن احاديث يا زيادتى و نقصان در آنها راه دارد .
به علت آنكه راويان حديث ، روايات را نقل به معنى مىنمودهاند ، و هنگامى كه حديث به معنى نقل شود ( نه با عين ألفاظ ) زمينهء ورود زيادتيهاى كثيرهاى كه بدانها معنى تغيير پذيرد و يا از اصل مراد و منظور دور گردد ، وجود دارد . ( تا اينكه مىگويد : )
أدلّهاى را كه اين گروه بر وجوب عدم قطع به اكثر احاديث ، و لزوم توقّف در بسيارى از آنچه كه مردم بدان مسارعت دارند اقامه مىكنند چند چيز است :
اوَّل : عدم امكان روايت احاديث مگر نادِرِ أنْدَر بدون زياده و نقصان به دليلى كه هر انسانى در خود مىشناسد . و آن اينكه : اگر كسى سخنى را بشنود و فقط پس از يك ساعت از استماعش بخواهد بازگو نمايد ، بيان كردن آن با عين حروف و عبارات متعذّر مىباشد .
دوم : علماء خودشان مىگويند : بسيارى از احاديث كه تعدادش به احصاء در نمىآيد روايت به معنى شدهاند . بنابراين در آنها بسيارى از الفاظ و عبارات تغيير كرده است .
سوم : سَهو و نسيان كه هيچ انسانى از آن تهى نيست و در اين مسأله اصلًا نبايد بحث نمود .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 365
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٦٥