رواج دروغسازى در عصر خود رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم
چهارم : خود رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم اشاره به وضع احاديث از زبان ايشان در زمان ايشان نمودهاند و از وثيقترين احاديث اين كلام اوست كه مىگويد : لَقَدْ كَثُرَتْ عَلَىَّ الْكَذَّابَةُ . فَمَنْ كَذَبَ عَلَىَّ فَلْيَتَبوّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّار « 1 » .
« دروغ پردازان بر من بسيار شدهاند . بنابراين هر كس بر من دروغ ببندد بايد نشيمنگاه خود را در آتش تهيه ببيند ! »
سپس شكيب ارسلان گفته است : پيوسته و به طور مستمر در حول و حوش احاديث كثيرهاى كه در صحاح وارد شدهاند ، شكّ پيدا مىگردد . و اين شك نه به جهت عدم امانت در نقل مىباشد بلكه به جهت عدم استطاعت بشر است - مگر به ندرت - روايت كردن آنچه را كه مىشنود بحروفه و الفاظه ، يا توصيف كردن يكايك از حوادثى را كه در آن واقع گرديده است بدون زياده و نقيصه ، و چه بسا دو نفرى كه در حادثهاى از حوادث واقع شدهاند و ليكن هر يك از آنها آن را كم و يا زياد با ديگرى مختلف نقل كرده است . « 2 » ، « 3 »
اين مورد چهارم بسيار مهم است يعنى دروغسازى و دروغبندى بر پيامبر . لهذا نه تنها بايد در صحّت و سقم حديث به سند آن نگريست بلكه بايد به مَتْن و مضمون آن نظر كرد . مع الاسف در صحاح عامّه نه تنها نظر به عدالت روات نمىكنند ( چون جميع صحابه در نزد آنان عادل مىباشند ) بلكه نظر به متن و مضمون روايت نيز نمىنمايند ، و لهذا اخبارى كه محتواى آنها مخالف عقل و علم و شهود و وجدان مىباشد در آنها بسيار به چشم مىخورد . از جمله ، روايات ساخته و پرداختهء همين ابوهريره است كه ما اينك چند تا از آنها را در اينجا نقل مىكنيم :
هامش
( 1 ) شيخ محمود أبوريّه با اصرارى هر چه تمامتر اثبات مىكند كه اين روايت به همين عبارت مىباشد و لفظ متعمّداً در آن نيست و آن را راويان افزودهاند تا دروغ خودشان را بر پيغمبر غير عمدى كنند .
( 2 ) ص 44 تا ص 51 از ج 1 « حاضر العالم الإسلامى » .
( 3 ) « أضواءٌ على السُّنَّة المحمّديّة » ، طبع سوم ص 320 و ص 321 .