تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩

[ سيلى زدن موسى به ملك الموت ]

دوم : شيخين در صحيحشان با اسناد خود به ابوهريره روايت نموده‌اند كه گفت : ملك الموت براى قبض جان موسى عليه السلام بيامد و به وى گفت : أجِبْ رَبَّكَ ! « دعوت پروردگارت را اجابت كن ! » ابوهريره گفت : موسى يك سيلى به چهرهء ملك الموت چنان بنواخت تا چشمش از كاسه بيرون پريد . ملك الموت به سوى خداوند تعالى بازگشت و گفت : تو مرا فرستادى به سوى بنده‌ات كه ميل به مردن ندارد و چشم مرا از حدقه بيرون كرده است ! ابوهريره گفت : خداوند چشم ملك الموت را برگردانيد و به او گفت : برگرد به نزد بندهء من و به او بگو : زندگى را مىخواهى ؟ ! اگر زندگى را مىخواهى دستت را بر پشت گاو نر بگذار ، آن مقدار از موهاى بدن او كه در زير دستت پنهان شده است به تعداد هر موئى يك سال عمر خواهى نمود - تا آخر حديث « 1 » و احمد حنبل اين حديث را در « مسندش » از ابوهريره تخريج نموده است « 2 » و در آن اين طور وارد است كه : عادت و دأب ملك الموت اين گونه بود كه براى قبض روح مردم به طور آشكارا مىآمد . پس نزد موسى آمد و وى به او سيلى زد و چشمش بيرون آمد . تا آخر حديث . و ابن جرير طبرى در جزء اوّل از تاريخش « 3 » از ابوهريره آورده است و لفظ
هامش
( 1 ) اين حديث را با لفظ مسلم آورديم . و آن را از طريق ابوهريره به طرق كثيره‌اى در باب فضائل موسى از كتاب الفضائل از صحيحش ص 309 از جزء دوم أيضاً تخريج كرده است . و بخارى در باب وفات موسى از كتاب بَدْء الخلق بعد از حديث خضر با فاصلهء كمتر از دو صفحه از صحيحش تخريج نموده است . رجوع كن به ص 163 از جزء دوم و همچنين آن را در باب من أحبّ الدفن فى الارض المقدّسة از ابواب الجنائز از صحيحش تخريج كرده است . رجوع كن به ص 158 از جزء اول آن . ( 2 ) ص 315 از جزء دوم آن . ( 3 ) آنجا كه وفات موسى را در تاريخش : « تاريخ الامم و الملوك » ذكر كرده است .