تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
شهادت به خلافت وى وا مىداشته است و اگرچه صاحب خلافت و بيعت شرعيّه زنده بوده است . اسناد شهادت را در اينجا به مَضِيرَه دادن به جهت آن است كه مَضِيرَه سبب حامل بر شهادت است . و امامت و خلافت به معنى واحد است . و در كتاب « أسَاسُ البلاغة » جار الله زمخشرى آورده است : عَلِىٌّ مَعَ الْحَالِ الْمُضِيرَةِ « 1 » خَيْرٌ مِنْ مُعَاوِيَةَ مَعَ الْمَضِيرَةِ . « 2 » « على با حالت جوع و گرسنگى شديد و دردآور بهتر است از معاويه با حلواى معروف و مختصّ به خود . » أبوريَّه در جاى ديگر آورده است كه از ابن طَباطَبا كه معروف است به ابن طقطقى در كتاب خود : « الفَخْرى » ص 79 روايت است كه معاويه در هر روز پنج بار غذا مىخورد و آخرين آنها سنگين‌ترين آنها بود و پس از آن مىگفت : يَا غُلَامُ ! ارْفَعْ فَوَ اللهِ مَا شَبِعْتُ وَ لَكِنِّى مَلَلْتُ ! « اى غلام سفره را برچين ! سوگند به خدا كه من سير نشدم و ليكن از خوردن خسته شدم » . وَ إنَّهُ أكَلَ عِجْلًا مَشْوِيّاً مَعَ دَشْتٍ مِنَ الْخُبْزِ السَّمِيذِ وَ أرْبَعَ فَرَانِىَّ ، وَ جَدْياً حَارّاً وَ آخَرَ بَارِداً سِوَى الالْوَانِ « 3 » « و او مىخورد يك گوسالهء بريان شده با مقدار بسيارى از نان آرد سپيد ، و چهار عدد نان ضخيم مستدير ، و يك بزغالهء گرم و يك بزغالهء سرد ، غير از ساير الوان
هامش
( 1 ) در « أقرب الموارد » در مادّهء ضَوَرَ آورده است : ضَارَ الرّجلُ يَضُورُ ضَوْراً : جاع شديداً . تَضَوَّر الرّجلُ : تأوّى من وجع الضرب . الضَّوْر : مصدر و - الجوع الشديد . ( 2 ) « أضواءٌ على السّنّة المحمّديّة » طبع سوم منتخبى از ص 179 تا ص 198 . ( 3 ) در « لسان العرب » آورده است : دَشْت ، به معنى صحراء مىباشد . . . تا آنكه گفته است : اين كلمه فارسى است يا اتّفاق افتاده است كه ميان دو لغت يكسان آمده است . سَمِيذ با ذال معجمه ، و سَميد با دال مهمله به معنى آرد سفيد است . فُرْنىّ نان كلفت و گرد را گويند و جمع آن فَرَانىّ آيد .